پرسهیآبی.
*
وقتی که این رو گوش میدم تک تک متن های کتاب میاد جلوی چشمام وقتی که ناامید شدن و باختن وقتی که برنده شدن و همه برگشتن سر جای خودشون.
امیدوارم من هم با اینکه باختم برگردم به خودم.
پرسهیآبی.
-
وقتی که اینو پلی میکنم انگار میوفتم توی سراشیبی خاطرات یادِ تابستون ۱۴۰۳ میوفتم که عصرا میشستم جلوی پنجره و به این گوش میدادم و غروب همیشه توی حیاط بودم به نور نارنجی خورشید خیره میشدم تا شب بشه.
امروز همینجا یهویی صدای صلوات محفل اومد و بعدشمصدای آقای قاسمیان پخش شد احساس کردم یچیزی درونم زنده شد.