پرسهیآبی.
اینبار قلب زمین و زمان تپش گرفته بود که مبادا باز داغ عزیز ببینند؟اگر دوباره سوگوار شوند چه؟اگر ۳۰ اردیبهشت تاریخ غم شود و باز هم گریه و گریه گریه بشود کار هر روزشان؟ هیچ کس جرئت نداشت شب چشم روی همبگذارد تا مبادا خبری شود و او جا بماند؟تا مبادا صبح چشم باز کند و ببیند رئیس جمهورشان رفته است؟ همه از این فکر دوری میکردند و هرکاری میکردند زودتر صبح شود هیچکس نمیدانست چرا اما انگار صبح حامل خبری بود سرانجام در۷:۵۹ صبح گویی قلب ایران از تپش ایستاد و قلب رئیسی میتپید
برای ابد رئیس جمهورشان را از دست داده بودند رئیسی عزیزِ یک ملت رفته بود.
این تنها خبری بود که توانست کاری بکند که از ایران بعد از یک سکوت مرگبار چیزی جز صدای گریه شنیده نشود
حالا تنها امید ایرانیان تکذیب خبر بود که آن هم محال بود مگر میشد رفته بازگردد؟
آنچه که بازگشت غم بود در دل هایمان
ما غم دیده ایم اما انگار اینبار خنجر فرو شد در قلب هایمان و تنها با بازگشت تو التیام میابد.
#چرتوپرت.
ازبرجِ میلادباسرمنوبندازپایین ولی چون اونی که جایگاه منوبه زورگرفته تشویق نمیکنم بهمنگوحسود.
تو نباید الان گریه کنی فردا امتحان ریاضی داری.
تو نباید الان گریه کنی فردا امتحان ریاضی داری.
تو نباید الان گریه کنی فردا امتحان ریاضی داری.
تو نباید الان گریه کنی فردا امتحان ریاضی داری.
تو نباید الان گریه کنی فردا امتحان ریاضی داری.
تو نباید الان گریه کنی فردا امتحان ریاضی داری.