eitaa logo
پرسه‌ی‌آبی.
6 دنبال‌کننده
264 عکس
2 ویدیو
0 فایل
گر‌بخواهم‌گل‌بروید‌‌بعد‌از‌این‌از‌سینه‌ام؛ صبر‌باید‌کرد‌تاسنگ‌مزاری‌بشکند. گوشِ‌شنوا. https://daigo.ir/secret/91306082558
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
یعنی اگه بنویسم، کسی واقعا می‌خونه‌تشون ؟
شدم مثل باجناق کوچیک خانواده تهوع آورم ولی همه مجبورن تحملم کنن.
امروز اولین کتاب تابستون رو تموم کردم دیوار ۱۳۵۸.
پرسه‌ی‌آبی.
امروز اولین کتاب تابستون رو تموم کردم دیوار ۱۳۵۸.
کتاب خوبی بود فوق العاده نبود اما خوب بود ارزش یکبار خوندن رو داشت قلم نویسنده بعضی جاها بشدت ضعیف میشد و روند داستان سریع تر از حد معمول پیش میرفت که البته چون اولین کار نویسنده بود طبیعی بود من نظرات توی طاقچه رو خوندم و فکر کردم کتاب اسپویل شده اما پایانش تقریبا میشه گفت غیر منتظره بود بنظرم بخونیدش.
بچها لطفا از حمایتی بکشین بیرون‌.
برای استاد فرشچیان دعا کنیم... ❤️‍🩹
۱۲ مارس ۱۹۸۰ باد تمام توانش را به کار گرفت تا تور مشکی‌ای را که به کلاه ماریا وصل بود، کنار بزند. ماریا، برای آخرین بار، به صورت لیا، مادرش، چشم دوخت. دیگر هیچ احساسی در نگاهش پیدا نبود؛ همه چیز گنگ و مبهم بود، درست مانند آنچه می‌دید. امروز برای ماریا دو مناسبت مهم بود: خاکسپاری مادرش، و خاکسپاری احساساتی که او را به ورطه‌ی نابودی می‌کشاندند. باد موفق شده بود؛ حالا چهره‌ی ماریا نمایان بود، بی‌احساس، بی‌روح، همانند سنگ قبر مادرش. .
پرسه‌ی‌آبی.
امروز اولین کتاب تابستون رو تموم کردم دیوار ۱۳۵۸.
امروزدومین کتاب تابستون روتموم کردم رویای نیمه شب.