نمی دانم تا کدامین طلوع خواهم بود ، و در کدامین غروب خواهم رفت ، ولی این را میدانم تا آخرین لحظه بيادت خواهم موند تا آخرین نفس برایت خواهم بود..
هر شب ای دل..
گفتگوی زلف جانان میکنی.!
خود پریشانی و ما را هم پریشان میکنی..
《مولانا》
_ عزیز من ؛
هر چه باداباد ما به دوست داشتن
همدیگر ادامه می دهیم، مگرنه؟:)
《از نامههای کافکا به فلیسه》