به قدر کافی زیبا بودی؛
اما راهی به سویت نداشتم. این نیمه
غمگین و منزوی قلبم بود که تو را دوست داشت؛
همان بخشی از من که هرگز نمی توانست آغازگر ارتباط باشد.!
هدایت شده از خویش نوشت؛
جایی برای رفتن ندارم فقط از یادت به یادت می گریزم ...
_ علی بلیغی؛ _
آری !
همه باختها بود سرتاسرِ عمر..
دستی که به گیسوی تو بردم ، بُردم.!
《هوشنگ ابتهاج》
انسان است و رویایش؛
آدمی اگر رویا در دلش بمیرد، دیگر آدم نیست.
《ابراهیم الکنونی》