به قدر کافی زیبا بودی؛
اما راهی به سویت نداشتم. این نیمه غمگین و منزوی قلبم بود که تو را دوست داشت؛ همان بخشی از من که هرگز نمی توانست آغازگر ارتباط باشد.
هدایت شده از خویش نوشت؛
‹ به یاد دارم که مرگ ،
پاسخِ بزرگی بر زندگیام نبود . . !
_ حسين پناهی؛ _
نه تو می مانی و نه اندوه ،
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم ،
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت..
《سهراب سپهری》