🌸حضرت امام جعفر صادق (علیهالسّلام) فرمود:
☘« ای رفاعه! به خدا و محمد (صلّیاللهعلیهوآله وسلّم) و علی (علیه السّلام) ایمان نیاورده است کسی که هرگاه برادر مؤمن او برای رفع حاجتی نزد وی بیاید، با چهره باز با او برخورد نکند. اگر بتواند خود حاجت او را برآورَد باید در این باره به سرعت اقدام کند و اگر نمیتواند، نزد دیگران برود تا حاجت او را برآورده سازد، و اگر کسی غیر از این باشد که برایت وصف کردم هیچ گونه ولایت و رابطهای بین ما و او نیست.»
📚بحار الانوار / ج ۷۲ ؛ ص۱۷۶
مراقب باش !
دست روزگار هلت میدهد ؛
ولی قرار نیست تو بیفتی ،
اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی ، اوج می گیری ...
به همین سادگی ...
💕💕💕
اگر کسی اهل باشد، به خدا میگوید: خدایا، دستم را بگیر و به سمت خودت بِبَر. خدا هم به او میفرماید: بنده من، اگر تو مرا میخواهی، غیر من را باید طلاق بدهی. حاضری؟ اگر با صداقت به خدا گفت حاضرم و غیر خدا را طلاق داد، حتماً خدا دستش را میگیرد.(کتاب معرفت در زیارت علیبنموسیالرضا علیهالسلام، ویراست دوم، در دست چاپ)
✍شیخ حسنعلی نخودکی(ره):
اگر شخص مرتكب غيـبتى شد يك گناه بيــشتر در نامه اعمال او نمى نويــسند اما اگـر: عاق پدر و يا مادر شد تا حلاليت حاصل نشده است هر روز گـناهکار اســت❗️
💕💕💕
🌸طبق روایات،۱۱گناه است که اگرکسی مرتکب شود وتوبه نکند،مرگش مرگ جاهلیت است یعنی کافرمی میرد:
۱.سبک شمردن نماز
۲.ترک حج
۳.ترک زکات
۴.ترک وصیت برای کسی که حقی برعهده دارد
۵.چشم چرانی
۶.نمامی،سخن چینی
۷.حسادت
۸.شرب خمر
۹.عدم شناختن امام زمان ع
۱۰.ولایت علی ع رانداشتن
۱۱.دشمنی با اهل بیت
💕💕💕
#حکایتی_از_گلستان_سعدی
بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار.
شبی در جزیره کیش مرا به حجره خویش در آورد، همه شب نیارمید از سخنهای پریشان گفتن که فلان انبازم به ترکستان و فلان بضاعت به هندوستان است و این قباله فلان زمین است و فلان چیز را فلان جاست.
گاه گفتی خاطر اسکندری دارم که هوایی خوش است. باز گفتی نه، که دریای مغرب مشوش است. سعدیا سفری دیگرم در پیش است، اگر آن کرده شود بقیت عمر خویش به گوشه بنشینم.
گفتم آن کدام سفرست...؟
گفت گوگرد پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمتی عظیم دارد و از آنجا کاسه چینی به روم آرم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگینه حلبی به یمن و برد یمانی به پارس و زان پس ترک تجارت کنم و به حجره خویش بنشینم.
او این گونه اندیشههای دیوانهوار را آنقدر به زبان آورد که خسته شد و دیگر تاب گفتار نداشت، و در پایان گفت: ای سعدی، تو هم سخنی از آنچه دیدهای و شنیدهای بگو
گفتم:
آن شنیدستی که در اقصای غور
بار سالاری بیفتاد از ستور
گفت چشم تنگ دنیا دوست را
یا قناعت پر کند یا خاک گور
💕💕💕