9.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیک سیب کاراملی 🥧🍎
مواد لازم
برای کارامل
یک لیوان شکر
۲۵گرم کره
(شکر رو بریزید تو تابه با شعله ی ملایم بذارید آب بشه ،بعد از آب شدن شکر کره رو اضافه کنید *اولش کمی سفته بعد روان میشه و حالت کاراملی )
دارچین
⤹༢➥@parvaanehaayevesaal❤️
19.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیک گردویی کرمدار🍰
اینقدر این کیک بیدردسر وخوشمزس که
نگم برات برای هر کی درست کنی کلی ازت
تعریف میکنه💃
مواد لازم :
شکر ⅔ پیمانه
تخم مرغ ۳ عدد
پودر گردو ۶۰ گرم
بیکینگ پودر ۱ ق چ
آرد ۱ و ⅔ پیمانه
روغن ½ پیمانه
شیر ½ پیمانه
وانیل ۱ ق چ
مواد پودینگ :
شکر ۳ ق غ
تخم مرغ ۱ عدد
شیر ۵۰۰ میلی لیتر
نشاسته ذرت ۳ ق غ
وانیل ⅓ ق چ
کره ۲۰ گرم
⤹༢➥ @parvaanehaayevesaal❤️
🌷َقالَ اللّه ُ تَعالى:
اِذا اَرَدْتُ اَنْ اَجْمَعَ لِلْمُسْلِمِ خَيْرَالدُّنيا وَ خَيْرَ الآخِرَةِ جَعَلْتُ لَهُ قَلْبا خاشِعا وَ لِسانا ذاكِرا وَجَسَدا عَلَى الْبَلاءِ صابِرا ، وَ زَوْجَةً مُؤمِنَةً تَسُرُّهُ اِذا نَظَرَ اِلَيْها وَ تَحْفَظُهُ اِذا غابَ عَنْها نَفْسِها وَ مالِهِ
🌷خداوند متعال فرمود:
هرگاه بخواهم خير دنيا و آخرت را براى يك مسلمان فراهم كنم،
براى او قلبى خاشع،
زبانى ذاكر،
جسمى شكيبا بر بلا
و همسرى با ايمان
قرار مى دهم كه هرگاه به آن همسر بنگرد، همسرش او را شادمان سازد و در غياب شوهر، نگهدار ناموس و مال او باشد.کافی ج ۵ ص ۳۲۷
@parvaanehaayevesaal
🌸🌸🌸
🌷اهمیت به نماز باعث محبوبیت وافزایش روزی است
رَبَّنَآ إِنِّيٓ أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِيٓ إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ (٣٧)ابراهیم
🌷بی توجهی به خداودستوراتش زندگی راخراب میکند
وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ (١٢٤)طه
@parvaanehaayevesaal
🌸🌸🌸
🌷شیطان بر۳ نفر مسلط است:
🌷۱.برآنانکه نمازنمیخوانند۳۶ زخرف
من یعش عن ذکرالرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین وانهم لیصدونهم عن السبیل ویحسبون انهم مهتدون
🌷۲.برآنانکه دروغ میگویند:۲۲۲شعراء
تنزل علی کل افاک اثیم
🌷۳.برآنانکه اطاعتش میکنند:۱۰۰نحل
انما سلطانه علی الذین یتولونه وهم به مشرکون
@parvaanehaayevesaal
🌸🍃🌸🍃
یکی از یاران امام هادی علیه السلام در حال احتضار بود و به شدت بی تابی می کرد. حضرت به عیادت او رفتند و چون او را در آن حال دیدند فرمودند:
ای بنده خدا، چون مرگ را نمی شناسی از آن می ترسی!
آیا اگر بدنت کثیف باشد یازخمی شده باشد، دوست داری به حمام بروی وکثافتها و زخمها را شستشو دهی؟ عرض کرد: بلی فرزند رسول خدا.
حضرت فرمودند: مرگ همان حمام است.
و چون از آن بگذری، از هر همّ و غمّی راحت می شوی و به خوشیهائی که در انتظار توست می رسی.
@parvaanehaayevesaal
🌸🌸🌸
🌸🍃🌸🍃
از حاتم پرسیدند: بخشنده تر از خود دیده ای؟؟...
گفت: آری...
مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود؛
یکی را شب برایم ذبح کرد... از طعم جگرش تعریف کردم..
صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد...!
گفتند: تو چه کردی؟
گفت: پانصد گوسفند به او هدیه دادم...
گفتند: پس تو بخشنده تری...!
گفت: نه، چون او هر چه داشت به من داد!!
اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم.
@parvaanehaayevesaal
🌸🌸🌸
🌸🍃🌸🍃
اربابی یکی را کشت و زندانی شد. و حکم بر مرگ و قصاص او قاضی صادر کرد.
شب قبل از اعدامش، غلامش از بیرون زندان، نقیبی (حفره، تونل) به داخل زندان زد و نیمه شب او را از زندان فراری داد.
اسبی به او مهیا کرده و اسب خود سوار شد. اندکی از شهر دور شدند، غلام به ارباب گفت: ارباب تصور کن الان اگر من نبودم تو را برای نوشتن وصیتت در زندان آماده میکردند. ارباب گفت: سپاسگزارم بدان جبران میکنم. نزدیک طلوع شد، غلام گفت: ارباب تصور کن چه حالی داشتی الان من نبودم، داشتی با خانوادهات و فرزندانت وداع میکردی؟ ارباب گفت: سپاسگزارم، جبران می کنم.
اندکی رفتند تا غلام خواست بار دیگر دهان باز کند، ارباب گفت تو برو. من میروم خود را تسلیم کنم. من اگر اعدام شوم یک بار خواهم مرد ولی اگر زنده بمانم با منتی که تو خواهی کرد، هر روز پیش چشم تو هزاران بار مرده و زنده خواهم شد. ارباب برگشت و خود را یک بار تسلیم مرگ کرد .
قرآن کریم:
هرگز نیکیهای خود را با منت باطل نکنید.
@parvaanehaayevesaal
🌸🌸🌸
پروانه های وصال
#نکات_تربیتی_خانواده 81 خدا ازت دفاع میکنه... 🔷 «طرف حساب مؤمن پروردگار عالم هست... نه هیچ کس دیگه
#نکات_تربیتی_خانواده 82
💢 مثلاً شما آقایی که وقتی خانمت یه اشتباهی انجام میده ناراحت میشی و به فکر انتقام و تنبیه می افتی؛ شما مثلاً میخوای چه مجازاتی بکنی که جیگرت حال بیاد؟!😒
🔺 عزیز دلم ناراحتی نکن. اعصاب خودت و خانوادت رو خورد نکن...
تو آروم باش و ببخش...
⭕️ خدا میزندش...
💢 حتی نفرین هم نمیخواد بکنی! به طور خودکار زده میشه!
🚸 نفرین نکن...
👈 «چرا میخوای خودت رو پیش خدا خراب کنی؟»
چرا میخوای به خدا نشون بدی که آدم بدی هستی؟
میخوای بگی آدم بی رحمی هستی؟!😒
🌺
پروانه های وصال
#داستان_واقعی #روایت_انسان #قسمت_نود🎬: چشمهای کاهنه دو دو میزد، احساس سرخوشی شدیدی به او دست داده
#داستان_واقعی
#روایت_انسان
#قسمت_نود_یکم🎬:
صبح زود بود، کاهنان و خدمتکاران معبد و پشت سرشان، مردم عادی دور تا دور زمین خشک و بدون چمنی که درختی بزرگ اما خشکیده در وسط آن قرار داشت حلقه زده بودند.
داخل این حلقهٔ پر از جمعیت، میز سنگی مربعی شکلی گذارده بودند که روی آن تعداد زیادی جام و کوزه های بزرگ شراب به چشم می خورد، در کنار میز، سکوهای سنگی تعبیه شده بود که جمعی از کاهنان ارشد روی ان نشسته بودند و کمی ان سوتر دسته ای مطرب آماده برای نواختن بودند.
همه منتظر شروع مراسم بودند، اما شروع مراسم با سخنرانی کاهن اعظم آغز میشد که او هنوز نیامده بود.
دقایق به کندی می گذشت که بالاخره کاهن اعظم در حالیکه روی صندلی چوبی، سوار بر تخت روان بود و غلامانی قوی هیکل آن تخت را بر دوش می کشیدند به آنجا رسید و عجیب اینکه دخترکی هم جلوی پای کاهن اعظم روی تخت روان نشسته بود و او کسی جز کاهنه نبود.
کاهن اعظم پیاده شد و ایستاد تا کاهنه در کنارش قرار گیرد، مردم راهی برای او باز کردند و او به سوی جایگاهی سنگی که برایش درست کرده بودند رفت، بالای جایگاه قرار گرفت و بعد از نگاهی به جمعیت گفت: ای مردم! امروز دور هم جمع شده ایم تا عبادت خدایان نماییم، تا لات و بعل و بغ و از همه مهم تر ایشتار، خدای خدایان را بپرستیم، امروز آمده ام تا دستور خدا را به شما ابلاغ نمایم و معجزه خدایان را در چشم شمایان، نمایان کنم.
کاهن اعظم اندکی سکوت کرد و بعد با اشاره به زمین خشک زیر پایش و درخت خشکیده روبه رویش ادامه داد: امروز منسکی از مناسک خدایان را برایتان آشکار می کنم، منسکی که به موجب آن همیشه زمین زیر پا و درختان اطرافتان باور خواهند بود و دیگر خبری از خشکی و خشکسالی نخواهد بود و وفور نعمت از درختان و زمین و گیاهان را خواهید داشت، من این معجزه را به چشم شما میکشم، شما ببینید و بیش از قبل به خدایان معبد ایمان آورید و به گوش باقی بنی بشر برسانید که چه خدای قدرتمندی دارید و زین پس هرسال در همین روز این جشن را که نامش جشن باروریست انجام می شود و هر کس در این معجزه شک و شبهه آورد با خشم خدایان مواجه خواهد شد و با بدترین مرگها خواهد مرد.
در این زمان مردی از میان جمع صدایش را بالا آور و گفت: ای کاهن اعظم! این معجزه که از آن سخن می گویی چیست؟! و ما باید چه کنیم؟!
کاهن اعظم از زیر چشم به آن مرد نگاه کرد و بعد بلندتر ادامه داد: بعد از اتمام سخنان من، مراسمی را تعدادی از مردان و زنانی که تعلیم دیده اند در پیش چشم شما انجام می دهند، این مراسم تا سپیده فردا ادامه دارد، البته هر کدام از شما که خواستار اجرا بودی. به این جمع ملحق میشوید و خودتان برنامه را اجرا می کنید و شما فردا که به این مکان بیایید خواهید دید که این درخت خشکیده و این زمین بی علف، هر دو سرسبز و سرزنده اند و شما با دیدن این معجزه باید ایمانتان قوی تر شود و هدایا و نذورات فراوان و ارزشمندی به درگاه ایشتار، خدای خدایان روانه دارید و هرگز به خدایان کافر نشوید و مبادا خدای دیگری برای خود برگزینید...
ادامه دارد...
📝به قلم:ط_حسینی
🌕✨🌕✨🌕✨🌕✨