واقعا از پایان می ترسم.
از پایان این خوشی های کوچیک می ترسم
از پایان خنده های الکی و زورکی می ترسم
از پایان خوبی ها می ترسم.
از پایان لحظه ها می ترسم.
از پایان مدرسه با وجود همه ی بدبختی هاش می ترسم.
از پایان این زندگی با این که زندگی نکردم می ترسم.
از پایان این عمر هدر رفته می ترسم.
از پایان" داشتن" می ترسم.
از پایان سریال مورد علاقم می ترسم.
از پایان خوشحالی می ترسم
از پایان عشق می ترسم.
از پایان می ترسم.
از پایان دوست داشتن می ترسم.
از پایان دوست داشته شدن می ترسم.
از پایان یه روز خوب
از پایان یه مسافرت خوب
وقتی که باید بری با وجود اینکه اصلا دلت با رفتن نیست
کاش هیچ وقت "پایان" نبود.
ولی نمیشه چون پایان یه حقیقته
حقیقت هم همیشه تلخ بوده و هست و خواهد بود.
_نازنین
من هرموقع میخوام ویس بگیرم یهو همه تصمیم میگیرن با صدای بلند صحبت کنن خب یعنی چی عه وا🤡🤡
هدایت شده از شبدیس .
https://eitaa.com/parvaz77/106
یه روز خوب… واقعا میتونه کلید یه زندگی خوب باشه. وقتی روزت خوب شروع میشه، همه چی انگار روی روال میافته. یه لبخند از صبح، یه خبر خوب، یه دلگرمی کوچیک… همینها کافیه تا اون روزت ساخته بشه. و اگه این روزهای خوب، پشت سر هم بیان و تکرار بشن، کمکم همون میشه که بهش میگیم ‘زندگی خوب’. انگار که داری دونه دونه آجرهای خوشبختی رو میچینی. پس بیایم قدر همین روزهای معمولی اما خوب رو بدونیم، چون شاید همینها، همون زندگیای باشن که دنبالشیم.”