هدایت شده از , تیمارستان
🗼
او موجودی بود که از جوهرِ شبنمِ سحرگاهی و غبارِ ستارههای دنبالهدار زاده شده بود. ریشههایش در خاکِ کتابخانهای باستانی فرو رفته بود؛ کتابخانهای که نه از آجر و سنگ، که از نورِ ماه و سکوتِ باستان ساخته شده بود. هر برگِ کتاب، شاهپرِ پرندهای بود که با جادویِ واژگانِ کهن، جان گرفته بود. وقتی پرواز میکرد، بالهایش نه از جنسِ پر، که از اوراقِ زرینِ دانش و اسرارِ کیهانی بود و در آسمان، ردِ نورانیِ کلماتی مینشاند که تا ابد در حافظه ابرها حک میشد. زمزمههایش، ترانهی پرندگانِ نوری بود که از اعماقِ کهکشانها میآمد و در گوشِ دلِ شنونده، جادویِ آفرینش را بیدار میکرد. او حاملِ تمامِ کتابهایِ ننوشته و دانشِ ناگفته بود و در هر نگاهش، جهانی از جادو و شگفتی نهفته بود.
هدایت شده از شاخه نبات 𔗨 ֪֢ ׁ
حس زندگی کردن زندگی هایی غیر از زندگی خودت که با خوندن کتاب اتفاق میوفته، انگاری که به یه جهان دیگه پرواز کردی 🌟