ما روز هایی را گذراندیم که اگر کتاب شود
آدم های زیادی را به گریه می اندازد ..
سهراب سپهری میگه:
نه ما میمانیم و نه اندوه ونه هیچ یک از مردم این آبادی
"به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی ان لحظه شادی که گذشت ، غصه هم ميگذرد
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند، بر تن لحظه خود جامه اندوه میپوشان هرگز
زندگی، ذره کاهیست که کوهش کردیم!
زندگی، نام نیکویی ست که خارش کردیم.
زندگی نیست بجز دیدن باران بهار،زندگی نیست بجز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق بجز حرف محبت به کسی،
ورنه هر خار و خسی ، زندگی کرده بسی.
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دوسه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد.."
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم