eitaa logo
پاسخگویان(کانال مرجع و جامع)
2.8هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
606 ویدیو
11 فایل
"پاسخگویان" کانالی مرجع و تقریبا جامع جهت جستجوی مطالب روشنگری و پاسخ سایتها و کانالها به شبهات، شایعات و سوالات می باشد، لذا جهت خسته نشدن از زیادی مطالب آن، فقط از قسمت جستجو(سرچ)، برای دسترسی به مطلب مورد علاقه یا نیازتان استفاده نمایید.
مشاهده در ایتا
دانلود
پاسخگویان(کانال مرجع و جامع)
🔹ضد و نقیض گویی ظریف: 🔻"همه تندروها را ناامید می کنیم". (۳۰ خرداد) 🔻"نه تندرو داریم و نه کندرو. همه ما در یک جاده هستیم". (۲۸ بهمن) 🔹سخن اخیر او مبنی بر اینکه "همه ما در یک جاده هستیم؛ نه تندرو داریم و نه کندرو. ما در جهان به جایی رسیده‌ایم که می‌توانیم لقمه چربی برای کسی نباشیم"، اذعان به این واقعیت است که تقلای چند ماه قبل وی و برخی از هم طیفانش برای دو قطبی سازی "تندرو/ میانه رو"، بازی در زمین دشمنان برای بلعیدن ایران بوده است. 🖋محمد ایمانی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 | نماز را باید با صدای بلند خواند یا آهسته؟ 🔹کلیپ‌های احکام به زبان ساده، تولید شبکه ۳ سیماست که قرار است هر شب در خبرگزاری فارس منتشر شود. 📡 با اشتراک این پست در ترویج احکام الهی شریک باشید. 📤پاسخگویان: https://eitaa.com/pasokhgooyan/5212
♦️ پروژه «عادی‌سازی» پس از شکست «مذاکره‌» با آمریکا!! 🔸جریانی در کشور همواره تلاش دارد مسیری را برای مذاکره با آمریکا با وجود تمام تحقیر‌هایی که ترامپ می‌کند‌، بازنگه دارد. صفحه اول روزنامه‌های اصلاح‌طلب تا قبل از نشستن ترامپ بر کاخ سفید، مرتب با انتشار مطالبی همچون؛ « این ترامپ‌، ترامپ چهار سال پیش نیست»‌، «‌نباید فرصت مذاکره با آمریکا را از دست داد» و دهها تیتر با این مضامین را منتشر می‌کردند. اما وقتی ترامپ با یادداشتی که در‌باره ایران و آمادگی برای مذاکره با شرط حذف همه داشته‌های ایران البته با چاشنی تحریم‌های حداکثری را مطرح کرد، این جماعت فرمان خود را تغییر دادند تا شاید بتوانند از جاده خاکی به مقصود خود که همان مذاکره با آمریکا بود‌، برسند!. 🔸روزنامه شرق در شماره دیروز خود ۲۸ بهمن یک گفت‌وگوی مفصل با آقایان محسن‌هاشمی و فریدون مجلسی در‌باره «آینده ایران» انجام داده است. البته این گفت‌وگو بخش‌های خوب و مهمی نیز داشت. 🔸اما نکته مورد نقد در این گفت‌وگو به مبحث «عادی بودن» برمی‌گردد. در این گفت‌وگو تاکید شده بود که؛ « ایران برای رفع مشکلات و مسائل خود باید عادی رفتار کند. ما باید عادی باشیم و عادی بودن یعنی تبعیت از اصول قوانین و قواعد بین‌المللی. اصول قوانین و قواعد بین‌المللی را سلیقه ما تعیین نمی‌کند. باید عادی باشیم و مثل کشورهای دیگر در تبعیت از قوانین و قواعد بین‌المللی با دیگران هماهنگ باشیم.» 🔸اینکه اصول و قواعد بین‌المللی مورد وفاق همه کشورهاست‌، امری پذیرفته است ولی اگر کشورهایی بخواهند در بستر همین قوانین‌، حقوق ملتی را زیر پا بگذارند آنچنان که امروز در رابطه با موضوع هسته‌ای ایران‌، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحت نفوذ آمریکا و سه کشور اروپایی به ایران فشار می‌آورند که فراتر از پادمان عمل کند، آیا باید برای هماهنگ بودن با این کشورها و با این توجیه که ما می‌خواهیم یک کشور «عادی» باشیم، از حقوق قطعی خود صرفنظر کنیم؟!. 🖋خبر ویژه 📤پاسخگویان: https://eitaa.com/pasokhgooyan/5213
پاسخگویان(کانال مرجع و جامع)
💠 خاطره نادرزمانی/ به مناسبت سومین سالروز شهادت علیرضا دریس https://pasokhgooyan.blogfa.com/category/13 🔹توضیح: یکشنبه شب مورخ ١۴٠٣/١١/٢٨ مشغول نوشتن مطلبی به مناسبت سالروز شهادت شهید علیرضا دریس شدم، اما متاسفانه مشکلی، و بعد هم درگذشت همسر خواهرم پیش آمد و فرصت نکردم متن را پیش از مراسم سالروز، کامل و ارسال کنم! لذا از خانواده معظم شهید دریس، و دوستداران آن شهید والامقام بابت تاخیرم عذرخواهی نموده و این مطالب را امشب که شام شهادت اوست تقدیم می‌دارم. 🔹از پنجره دفتر مهد قرآن نور المهدی(عج) آن نوجوان را که بین والدین و کودکان درون حیاط و دم درب حسینیه المهدی دیدم، به خانم دریس، مدیر مهد قرآن مان گفتم: "من از این آقا پسر خیلی خوشم می‌آید و دوستش دارم، هروقت من را می‌بیند، طوری جلو می‌آید و موادبانه و با لبخند سلام می‌کند که انگار سالهاست همدیگر را می‌شناسیم!". خانم دریس با تعجب گفت: "آقای زمانی، مگر نمی‌دانید علیرضا، برادر من است؟!" گفتم: "من اسم و فامیلش را نمی‌دانم و نمی‌دانستم برادر شماست". از آن روز علاقه‌ام به آقا علیرضا بیشتر شد چراکه نسبت به خانواده محترم شان نیز تا حدودی شناخت پیدا کرده بودم. سال ١٣٨۴ که پایگاه مقاومت ابوذر را افتتاح کردیم شهید دریس را بیشتر شناختم. 🔹 شهید علیرضا دریس، جوان محبوب و محجوبی با چهره خندان و زیبا بود، و مخصوصا لبخند قشنگی که همیشه بر لبانش نقش بسته بود بر جذابیت و محبوبیت او می‌افزود. علیرضا شخصیتی خودساخته داشت و انگار همیشه سعی می‌کرد مثل شهدا زندگی کند. راه رفتن و حرکات و ظاهر، و حتی تفکر، و یقینا باطنش را هم شبیه شهدا ساخته بود!. من وقتی او را می‌دیدم بیاد شهید ابراهیم هادی می‌افتادم. یک حسی به من می‌گفت او یک فرد عادی و معمولی نیست!. زمان دفاع مقدس هم همچین حسی نسبت به بعضی از همسنگران و همرزمانم پیدا می‌کردم و بعد از چندوقت آنها به شهادت می‌رسیدند!. زمانی که هنوز صحن فعلی حسینیه المهدی را نساخته بودیم و آن سالها در سالن پایگاه ابوذر مراسمات هیئت محبین انصار المهدی را برگزار می‌کردیم، به حاج احمد ملکزاده که اولین مداح هیئت ما، و بلکه جزو اولین مداح‌هان شهر بندر امام خمینی(ره) بود که سبک جدید سینه‌زنی و مداحی آن زمان را اجرا می‌کرد و نوجوانان و جوانان با شور بیشتری عزاداری می‌کردند، گفتم: "حاج احمد! احساس می‌کنم در این حسینیه خبری هست! احتمال میدهم موضوع شهادت درمیان باشد! دعا کن شرمنده خانواده بچه‌ها نشویم!". حاج احمد هم که عاشق شهدا و شهادت است با تعجب گفت: "چطور؟! مگر چیزی شده؟! از کجا می‌گوئید موضوع شهادت است؟!". همیشه تصور می‌کردم آقای میلاد سبحانی به شهادت خواهد رسید، بعدها که آقا میلاد را به جناب سرهنگ مبارکی برای فرماندهی پایگاه ابوذر بجای آقای محمد برازجانی پیشنهاد دادم، منتظر شهادت آقای سبحانی بودم و وقتی علیرضا به شهادت رسید، به آقا میلاد گفتم من فکر می‌کردم قرار است شما به شهادت برسید!. در جواب سوال حاج احمد گفتم: "احساس می‌کنم حسینیه، حال و هوای شهادت پیدا کرده و طور دیگری شده و انگار قرار است شهید بدهیم!". اشک در چشمان حاج احمد حلقه زد و با گریه گفت: "خدا کند که آن شهید، من باشم". احمد بغلم کرد و کلی با هم گریه کردیم. هروقت احمد به مداحی و ذکر شهدا می‌پرداخت، آن حس شهادت بر جو حسینیه حاکم می‌شد و من را به یاد جبهه و شهدا می‌برد و احساس می‌کردم شهید یوسف عبدی که در کنارم مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت، بین ما حضور دارد و مثل شب‌های درون سنگر جبهه به مداحی مشغول است و حال محفل را شهدایی می‌کند! غافل از آن بودم که این شور و حال را علیرضا دریس است که به جمع ما می‌بخشد!. 🔹با خانواده‌ام به مناطق عملیاتی و زیارت شهدای شلمچه رفته بودیم.  هنگام اذان ظهر به دهکده والیعصر و سمت نهر خین و جزیره بوارین عراق و منطقه عملیاتی کربلای۴ و محل تفحص شهدای غواص رفتیم.  نزدیک مسجد صاحب الزمان دهکده، شهید علیرضا دریس را دیدم که چوب‌پر خادمین در دست دارد و زائرین را به سمت وضوخانه و محل برگزاری نمازجماعت و مسیر نهر و مرز اروند راهنمایی می‌کند.  به شوخی بهش گفتم: "علی، اگر زن و خانه و ماشین و هرچه می‌خواهی، از این شهدا بخواه". لبخندی زد و با حالت خجالتی گفت: "من از شهدا، شهادت را می‌خواهم". به شوخی گفتم: "اگر شما هم شهادت را نخواهی، شهادت، تو را می‌خواهد و دنبالت می‌گردد!". با خنده گفت: "خودم دارم دنبال شهادت می‌گردم، برای همین هم به اینجا آمده‌ام!". سر به سر هم گذاشتیم و بهش گفتم: "علی، انگار دستبردار نیستی و تا کار دست ما ندهی دست از شهیدبازی نمی‌کشی!! مین‌های بیابان شلمچه منتظر کسانی مثل شهید آوینی هستند". لبخندی زد و گفت: "من کجا و شهید آوینی کجا!"
پاسخگویان(کانال مرجع و جامع)
پس از شهادت دریس، این خاطره را برای پدر شان تعریف کردم، ایشان فرمودند: "علیرضا برای اینکه ناشناس باشد و ریاکاری نشود، برای خادمی زوار شلمچه، از طرف سپاه بندر امام و ماهشهر نرفت، بلکه از سپاه بهبهان اعزام شد که کسی اطلاع پیدا نکند." 🔹 اولین شبی که قبل از تشییع پیکر مطهر شهید علیرضا دریس، مراسمی در حسینیه المهدی برگزار شد و همه مردم در این مراسم باشکوه شرکت کردند و بنده و حاج علیرضا توکل فرد دم درب حسینیه ایستاده و خیر مقدم عرض می‌کردیم، یکی از آقایان پیش ما آمد و گفت: "حسینیه، شهید داده و الان وقتش است که در این زمینه فعالیت و کار کنیم!". تا این حرف را شنیدم بیاد شهیددزدی‌های سازمان منافقین در اول انقلاب افتادم که سعی می‌کردند شهدا را فقط به خودشان نسبت بدهند و لقب "مجاهد خلق" به شهدا می‌دادند و آنها را برای گروهک خود می‌دزدیدند!. وقتی آن شخص رفت، به حاج توکل گفتم: "شهید را که نباید و نمی‌شود مصادره کرد! شهید، به تمام حسینیه ها و مساجد و هیئت‌ها و مردم و جهان اسلام تعلق دارد، نه به یک هیئت و حسینیه! این تفکر اشتباه است و نباید از موقعیت شهادت شهید دریس بنفع گروه خاصی سوءاستفاده شود!." بعدها شنیدم که کسانی سعی می‌کنند با استاد! گفتن به آن شخص، شهید والامقام را به شاگردی او نسبت دهند! درصورتی که چند روز قبل از شهادت علیرضا، هم شهید دریس، و هم آن شخص، نظر خودشان را نسبت به عملکرد متفاوت یکدیگر، اظهار کرده بودند و شهید دریس منتقد عملکرد سوءاستفاده از بچه‌های حسینیه علیه مسئولین شهر، و یا تبلیغ انتخاباتی برای شخص خاصی آنهم برای اینکه حسینیه و هیئت ما ذینفع باشیم، بود و شدیدا این تفکر را نفی می‌کرد. ضمن اینکه شخصیت خودساخته شده شهید دریس، یک شخصیت مستقل و آزاداندیش بود که توانایی و قدرت تشخیص راه درست و صحیح را دارا، و نیازی به شاگردی آن شخص نداشت، ضمن اینکه آن شخص هم در این حد نیست که بتواند راهنمای درست و خوبی برای جوانان و نوجوانان باشد. یکی از سندهای عرض بنده هم این است که در راهپیمایی روز جهانی قدس آن سال، مانع از آن شدند که تعدادی از بچه های هیئت، در نمازجمعه روز قدس حاضر شوند و آنها را به سمت حسینیه هدایت کردند. و سند دوم بنده، حذف عمدی آرم سپاه و نهاد سیاستگزاری ائمه جمعه کشور از ذیل اعلامیه مراسم شهید دریس توسط همین شخص است. همین دو سند برای عدم لیاقت، توانایی و شایستگی این فرد برای هدایت نوجوانان و جوانان کافی است و بایستی مراقب بود که بچه های مردم گرفتار افکار انحرافی نشوند. 🖋راوی: نادرزمانی ١۴٠٣/١٢/۴ 🔹 صفحه تمام مطالب اختصاصی مربوط به شهید علیرضا دریس:👇 https://pasokhgooyan.blogfa.com/category/13 📤پاسخگویان: https://pasokhgooyan.blogfa.com/post/3448