eitaa logo
پاتوق محله (فرهنگ)🇵🇸
278 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
304 ویدیو
8 فایل
پاتوق محله، یک پایگاه مجازی برای تمامی افراد علاقمند به مسائل فرهنگی می باشد. جهت ارتباط، ثبت نام، انتقادات، پیشنهادات:
مشاهده در ایتا
دانلود
🌻 🌻 🌻 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صِراطَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَیانَ حُکْمِ اللّهِ 🌻 🌻 🌻 ☀️ کریم آل طه امام حسن علیه السلام فرمودند: انسان تا وعده نداده، آزاد است. اما وقتی وعده می دهد زیر بار مسئولیت می رود و تا به وعده هایش عمل نکند رها نخواهد شد.🌱 📚 بحار الانوار ج۷۸ ص ۱۱۳ @Patoghe_mahale
✍️ 💠 حیدر چشمش به جاده و جمعیت رزمنده‌ها بود و دل او هم پیش جا مانده بود که مؤمنانه زمزمه کرد :«عاشق و !» سپس گوشه نگاهی به صورتم کرد و با لبخندی فاتحانه شهادت داد :«نرجس! به‌خدا اگه نبود، آمرلی هم مثل سنجار سقوط می‌کرد!» و در رکاب حاج قاسم طعم قدرت را چشیده بود که فرمان را زیر انگشتانش فشار داد و برای خط و نشان کشید :«مگه شیعه مرده باشه که حرف و روی زمین بمونه و دست داعش به کربلا و نجف برسه!» 💠 تازه می‌فهمیدم حاج قاسم با دل عباس و سایر شهر چه کرده بود که مرگ را به بازی گرفته و برای چشیدن سرشان روی بدن سنگینی می‌کرد و حیدر هنوز از همه غم‌هایم خبر نداشت که در ترافیک ورودی شهر ماشین را متوقف کرد، رو به صورتم چرخید و با اشتیاقی که از آغوش حاج قاسم به دلش افتاده بود، سوال کرد :«عباس برات از چیزی نگفته بود؟» و عباس روزهای آخر آیینه حاج قاسم شده بود که سرم را به نشانه تأیید پایین انداختم، اما دست خودم نبود که اسم برادر شیشه چشمم را از گریه پُر می‌کرد و همین گریه دل حیدر را خالی کرد. 💠 ردیف ماشین‌ها به راه افتادند، دوباره دنده را جا زد و با نگرانی نگاهم می‌کرد تا حرفی بزنم و دردی جز داغ عباس و عمو نبود که حرف را به هوایی جز هوای بردم :«چطوری آزاد شدی؟» حسم را باور نمی‌کرد که به چشمانم خیره شد و پرسید :«برا این گریه می‌کنی؟» و باید جراحت جالی خالی عباس و عمو را می‌پوشاندم و همان نغمه ناله‌های حیدر و پیکر کم دردی نبود که زیر لب زمزمه کردم :«حیدر این مدت فکر نبودنت منو کشت!» 💠 و همین جسارت عدنان برایش دردناک‌تر از بود که صورتش سرخ شد و با غیظی که گلویش را پُر کرده بود، پاسخ داد :«اون شب که اون نامرد بهت زنگ زد و می‌کرد من می‌شنیدم! به خودم گفت می‌خوام ازت فیلم بگیرم و بفرستم واسه دخترعموت! به‌خدا حاضر بودم هزار بار زجرکشم کنه، ولی با تو حرف نزنه!» و از نزدیک شدن عدنان به تیغ غیرت در گلویش مانده و صدایش خش افتاد :«امروز وقتی فهمیدم کشونده بودت تو اون خونه خرابه، مرگ رو جلو چشام دیدم!» و فقط مرا نجات داده و می‌دیدم قفسه سینه‌اش از هجوم می‌لرزد که دوباره بحث را عوض کردم :«حیدر چجوری اسیر شدی؟» 💠 دیگر به ورودی شهر رسیده و حرکت ماشین‌ها در استقبال مردم متوقف شده بود که ترمز دستی را کشید و گفت :«برای شروع ، من و یکی دیگه از بچه‌ها که اهل آمرلی بودیم داوطلب شناسایی منطقه شدیم، اما تو کمین داعش افتادیم، اون شد و من زخمی شدم، نتونستم فرار کنم، کردن و بردن سلیمان بیک.» از تصور درد و که عزیز دلم کشیده بود، قلبم فشرده شد و او از همه عذابی که عدنان به جانش داده بود، گذشت و تنها آخر ماجرا را گفت :«یکی از شیخ‌های سلیمان بیک که قبلا با بابا معامله می‌کرد، منو شناخت. به قول خودش نون و نمک ما رو خورده بود و می‌خواست جبران کنه که دو شب بعد فراریم داد.» 💠 از که عشقم را نجات داده بود دلم لرزید و ایمان داشتم از کرم (علیهم‌السلام) حیدرم سالم برگشته که لبخندی زدم و پس از روزها برایش دلبرانه ناز کردم :«حیدر نذر کردم اسم بچه‌مون رو حسن بذاریم!» و چشمانش هنوز از صورتم سیر نشده بود که عاشقانه نگاهم کرد و نازم را خرید :«نرجس! انقدر دلم برات تنگ شده که وقتی حرف می‌زنی بیشتر تشنه صدات میشم!» دستانم هنوز در گرمای دستش مانده و دیگر تشنگی و گرسنگی را احساس نمی‌کردم که از جام چشمان مستش سیرابم کرده بود. 💠 مردم همه با پرچم‌های و برای استقبال از نیروها به خیابان آمده بودند و اینهمه هلهله خلوت عاشقانه‌مان را به هم نمی‌زد. بیش از هشتاد روز در برابر داعش و دوری و دلتنگی، عاشق‌ترمان کرده بود که حیدر دستم را میان دستانش فشار داد تا باز هم دلم به حرارت حضورش گرم شود و باور کنم پیروز این جنگ ناجوانمردانه ما هستیم. ✍️نویسنده: @patoghe_mahale
5.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌻 🌻 🌻 ☀️ السلام علیک یا صاحب الزمان (عج) 🌻 🌻 🌻 🌱آیا امام زمان به یاد ما هستند؟ @Patoghe_mahale
🍃🌼🍃🌼🍃🌼 میلاد سید الکریم حضرت عبدالعظیم حسنی گرامی باد. 🍃🌼🍃🌼🍃🌼 🍃شخصیت جناب عبدالعظیم هم شخصیت علمی بود و هم شخصیت جهادی بوده و هم ابتکاراتی داشته است. مرحوم «شیخ نجاشی» می‌گوید: «ایشان خطب امیرالمؤمنین را جمع آوری کرد.» با این حساب، ایشان در حدود صد و هفتاد سال قبل از تألیف نهج‌البلاغه، خطب امیرالمؤمنین را جمع آوری کرده است؛ این کارِ خیلی مهمّی است. هیچ بعید نیست سیّد رضی از نوشته ایشان استفاده کرده باشد...🍃 🔹 از بیانات رهبر انقلاب ۱۳۸۲/۳/۵ 🌸هدیه به روح بلند ایشان: 🍃🌸🍃 🍃🌸🍃 @Patoghe_mahale
✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷 هرچه فریاد دارید برسر امریکا بکشید. سیزده آبان سالروز استکبار ستیزی تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و روز دانش آموز برشما دانش آموزان کوشا، فعال، انقلابی، و ولایی مبارک. مسابقه داریم با جوائز عالی بشتابید🏃‍♀️🏃‍♀️ ساخت کلیپ :با موضوع استکبار ستیزی مهلت ارسال اثار : ۱۴۰۰/۸/۲۰ اثار خودرا به ایدی @gholami_mr ارسال کنید 📍مسابقه ویژه دختران دانش اموز منطقه ۱۱ تهران می باشد📍 ✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷✌🇮🇷 @Patoghe_mahale
🍃🌼🍃 🕊 اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ عَلِيِّ بْنِ مُوسَىٰ الرِّضَا الْمُرْتَضَىٰ الْإِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَحُجَّتِكَ عَلَىٰ مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرَىٰ الصِّدِيقِ الشَّهِيدِ صَلاةً كَثِيرَةً تامَّةً زاكِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ. 🍃🌼🍃 🕊 🍃🌼🍃🌼🍃🌼 @Patoghe_mahale
توجه توجه 👇👇👇 با سلام به اطلاع می رساند فردا مورخ ١۴٠٠/٩/٢٠ کلاس رباب زمان ٢ (تربیت فرزند) تشکیل نمی شود. @patoghe_mahale
🌻 🌻 🌻 ☀️السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه اسلام 🌻 🌻 🌻 🌱شب جمعه است دلم کرب و بلا میخواهد 🌱در حرم حال مناجات و بکا میخواهد 🌱شب جمعه ست دلم شوق پریدن دارد 🌱بوسه بر پهنه ی ایوان طلا میخواهد 🌱حال و احوال دلم خوب نمی باشد چون 🌱خفقان دارد و از عشق هوا میخواهد 🌱آه ای کرببلا سخت تر از هجران چیست ؟ 🌱دل من آمده در صحن تو جا میخواهد 🌱اغنیا کعبه خود را به تو ترجیح دهند 🌱کربلا، حضرت ارباب گدا میخواهد؟ 🌱روح مجروح من از نوح حرم کرده طلب 🌱مرهمی مرحمتم کن که دوا میخواهد 🌱تنگدستم ولی از برکت آقا شاهم 🌱بی نیاز است ولی باز مرا میخواهد 🌱 🌱 🌱 🌱 @Patoghe_mahale