eitaa logo
[پِتـوسْ]
10 دنبال‌کننده
2 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز، روزِ نوشتن بود برام بعد از فاصلهٔ نسبتا زیادی که با نوشتن و خیال گرفته بودم، امروز به آغوش نوشتن پناه آوردم دوست دارم یکیشونو اینجا بزارم
سرم را به آرامی از روی زانوهایم بالا می‌آورم تا صاحب قدم‌هایی را که سکوتِ شب را در این کلبه نمور شکسته بود را ببینم، چشم هایم را از کفش های خاک خورده اش بالا آوردم، پیرهن مردانه به تن داشت اما دستان ظریفش گویای دختر بودنش بود، سرم را کم جرعت بالاتر گرفتم و ناگاه در جنگل چشمانش گم شدم، من خودم را در آنها گم کردم و چه دلنشین گم شدنی که نخواهی پیدا شوی و تاابد در آنجا بمانی...
هدایت شده از " نـور "
خب حالا این وسط یه تبلیغات داشته باشیم: آیا نمی‌دانید چه کتابی بخوانید؟🚶 آیا دلتان یک کانال جذاب ادبیاتی می‌خواهد؟🧐 آیا از زندگی افسرده شده‌اید و قصد دار زدن خود را دارید؟ (نه...این مورد کاری ازم برنمیاد برید پیش روانپزشک) خب پس... . . . نور را دنبال کنید. دیش دیش😎 کی؟ نور کجا؟ نور دوستان کتاب‌خور خود را به کانال ما بیاورید لینک دعوت https://eitaa.com/joinchat/3872063940Ca54c148d64
سلوکِ نویسنده دیروز وقتی رسیدم به این مبحث ذهنم خیلی درگیر شد و فهمیدم برای نوشتن از شهدای اخیر هنوز اونقدر بهشون متوسل نشدم تا بتونم کلماتی رو کشف کنم و قلم بزنم راجبشون.