روضه های شام داغی بر دلش گذاشته بود که تا ابد، به بازار شام حتی نگاهی هم نکرد☝️‼️
روحالله هر بار که به سوریه میرفت سوغاتی نمیآورد. میگفت: من از بازار شام خرید نمیکنم. بازاری که حضرت زینب(س) رو به اسیری بردند، خرید کردن نداره😔!!!
پ ن: عکس شهید مدافع حرم در دروازه ساعات (سر در همان بازاری که به اسرای کربلا بیحرمتی شد😭)
#شهید_مدافع_حرم
#شهید_روح_الله_قربانی🌹
@pelakkhakii 👈👈🌷
وصیت #شهید_محسن_حججی به بانوان:
🔰همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید، آن زمانی که #حضرت_رقیه (سلام الله) خطاب به پدرش فرمودند:
🔸غصه ی #حجاب من را
نخوری بابا جان
🔹چادرم سوخته ⚡️اما
به سرم #هست هنوز
🌹🍃🌹🍃
@pelakkhakii
اگه شهدا رو دوست داری بیا👆👆👆
رفیق با معرفت❤️👏🌹
🍃روحالله خیلی فرز بود و قدرت بدنی بالایی داشت. هر روز خودجوش #ورزش میکرد.
یک کوله پشتی پر از وسایل نظامی داشت که خیلی سنگین بود. کولهاش را به دوش میانداخت و دور محوطه میدوید. خیلی #ورزیده بود.
🍃اما من گاهی توی تمرینات نظامی به خاطر اضافه وزن از گروه جا میموندم.
یادم است تو تمرینات گروهی، روحالله به خاطر من آرام میدوید.
به خاطر این آرام دویدن همیشه هم #توبیخ میشد.
اما از آنجا که روحالله آخر #معرفت بود، با وجود توبیخ باز هم کنار من میدوید تا تنها نباشم.
به نقل از: دوست شهید
#شهید_روح_الله_قربانی🌷
#شهید_مدافع_حرم
🍃🌹🍃🌹
@pelakkhakii 👈👈
عهد بستند،
هر کدامشان #شهید شدند!
دو دوست دیگر را هم شفاعت کنند..
اما..
احتیاجی به شفاعت نبود!
وقتی..
هر سه #شهید شدند❣
🍃🌹🍃🌹
@pelakkhakii 👈👈
شیمیایی بود
برای درمان به انگلیس اعزام شد
خون لازم داشت
گفت خون غیر مسلمان نزنید
توجه نکردند
هرچه زدند بدنش نپذیرفت
خون یک مسلمان جواب داد
پزشکش مسلمان شد
گفت:معجزه ست!
شهید مدنی
@pelakkhakii 👈👈🌷
کار جالب نیروهای مسلح استان قزوین در رژه روز گذشته و در واکنش به حذف واژه "شهید" از تابلوهای معابر توسط شهرداریها👌
#کوچه_شهید
@pelakkhakii 👈👈🌹
#شکر_نعمت_نعمتت_افزون_کند
✍از پیامبر اڪرم ص نقل است
که اگر در زندگی وفور نعمت دارید
با مداومت بر ذکر شریف (الْحَمْدُلِلّٰه)
وُفورش را بر خود تداوم دهید✨
📚 کافی
💠: @pelakkhakii 👈👈🌹
#یادشهدا___باذکرصلوات
چشمان شهدا
بہ راهی است ڪہ
ازخود بہ یادگار گذاشتہ اند،
اما چشمـ ما
بـہ روزی است ڪہ با
آنان رو برو خواهیمـ شد...
#شهیدمدافعـحرمـحسینـمعزغلامی
@pelakkhakii 👈👈🌹
هدایت شده از هوالشهید🇵🇸🇮🇷
اولین جمعه ی دلتنگی
اولین جمعه ی تنهایی
اولین جمعه ی بی قراری...
اگر میتوانستم همین الان پرواز میکردم تا کنار مزارت...
فرمانده
بلند شو و نگاه کن!
همه ی رفقایت دل شکسته اند... یک هفته است صدایت نمی آید...
قرار بود این روزها در مسیر حرم یار باشی، نه زیر خاک...
وقتی نباشی، وقتی نیایی همه ی روزها مثل غروب جمعه دلگیر است... همه ی روزها...
فرمانده با اخلاص تفحص
سردار حاج محمود توکلی
شهادت ۱۰ مهر ۹۸
#سحر_شهریاری
@saharshahriary
📲زنگ زدم: معطل نکن! زودبیا پایین. باید میرفتیم دنبال دوتا از بچهها. یکیشان اصفهان بود و یکی زرینشهر. اول اصفهان نشانی را پیدا نمیکردیم. چنددفعه دور یک میدان چرخیدیم. میخندید: من شب دومادیم اینقدر تو خیابونا دور نزدم! مدام مداحیها را عوض میکرد.
گفتم: دنبال چی میگردی؟ گفت: سیدرضا نریمانی!🙂
گفتم: تو فلش من فقط مداحی میثم مطیعیه!یادش رفته بود فلش مداحیاش را بیاورد.😒
گفت: تو گوشیم دارم میتونی به ضبطت وصل کنی؟ گفتم:ضبط من این امکانات رو نداره.
بچه ها که سوار شدند به هرکدام زیارتنامهی حضرتفاطمه(س داد که در سفر بخوانند.👌
به بروجن که رسیدیم گفت:وایسا برم یهدونه پرچم بخرم🏴. پرچم کوچکی را انتخاب کرد که به کولهاش ببندد با یک دفترچه📖🖊 یادداشت که خاطرات سفرش را بنویسد.
چقدر روی پرچمش حساس بود که همهجا روی کولهاش🍃 نصب باشد.
سیچهل کیلومتر رفته بودیم. یادش افتاد تسبیحش را در مغازه جا گذاشته است. به دست و پایم افتاد که تورا به خدا برگرد. گفتم:بابا ولش کن یه دونه تسبیح📿 که اینقدر ارزش نداره! آهی کشید که دانههایش را از محل شهادت رفقایم جمع کردهام😔. فرمان را کج کردم و دور زدم. خدا خدا میکرد پیدایش کند. وقتی برگشتیم دیدیم همانجا روی میز مغازهدار است.
در مناطق جنگی کلی از کانال کمیل برایمان تعریف کرد. خیلی هم اصرار داشت موقع برگشت حتما به آنجا سر بزنیم. قبل از اذان صبح رسیدیم مرز چذابه. ماشین🚙 را گذاشتیم توی پارکینگ و رفتیم وضو گرفتیم. از گیت بازرسی که رد شدیم گوشه ای به نماز ایستاد. ما هم پشت سرش نماز را به جماعت خواندیم.🙂
#شهید_محسن_حججی🌹
@pelakkhakii 👈