eitaa logo
پلاک خاکی
2.6هزار دنبال‌کننده
11.6هزار عکس
6هزار ویدیو
42 فایل
به محفل رهروان شهدا خوش آمدید❤️🌷 شهدا اگر به دادم نرسید از دست رفته ام... کانال های دیگر ما متفاوت و ناب حتما عضو شوید👇 @saharshahriary @ghonooteghalam
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
• . برایِ‌کسی‌کہ‌هنوز ، دردنیاغوطه‌ور است درخیمہ‌یِ‌ مهدیﷻ جایی نیست ! -استادآقا‌مجتبی‌تهرانی @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
🌸بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم🌸 نام و نام خانوادگی: سید محمدحسین میردوستی🥀 تاریخ تولد: ۱۳ تیر ۱۳۷۰ تاریخ شهادت: ۱ آبان ۱۳۹۴ وضعیت تأهل: متأهل تعداد فرزندان: یک پسر   شهید سید محمدحسین میردوستی در تاریخ ۱۳/۴/۱۳۷۰ به دنیا آمد و در تاریخ ۱/۸/۱۳۹۴ هم‌زمان با تاسوعای حسینی در هنگامه دفاع از حرم مطهر عمه سادات، حضرت زینب کبری (سلام ا... علیها) به فیض شهادت نائل آمد.🥀 از این شهید والامقام «محمد یاسا» (متولد ۷/۷/۱۳۹۳) به یادگار مانده است.🥀 ♦️●هروقت که از ماموریت میومد،به تلافی اینکه دل❣️ منو به دست بیاره، گوشه غذامون یه قلب کوچیک با گلهای رز🌼 درست میکرد. ♦️منم دیگه به تلافی اون،قرار گذاشتم هربار که بیام گلزارش، براش یه با گل رز درست کنم....✅ ♦️●یبار که از ماموریت های زیادش،خیلی ناراحت بودم،به من گفت خانوم قول میدم جبران میکنم،یه کوچولو هم که شده جبران میکنم. ♦️ روز پنجشنبه بود،من همش تو ذهنم میگفتم میخواد فردا مارو جایی ببره.میخواد یه کاری انجام بده... صبح 🌤شد، دیدم پاشده خودش ناهار قرمه سبزی گذاشته. خوب بود. ♦️گفت امروز تو اصلا با غذا کاری نداشته باش،گفت موقعی که میخوام سفره رو بچینم،میری تو اتاق نمیای،سفره که چیده شد شما بیا... ♦️●بعد که اومدم دیدم سفره رو قشنگ چیده.یه گوشه سفره یه با گل رز🌹 درست کرده بود. اصلا نفهمیده بودم کی رفته گل رز گرفته ... @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
🌱✨کلام‌شهید✨🌱 🌳وقتےبہش میگفتیم چرآ گمنآم کآر میکنے میگفتـ : 🌴ای بابا همیشہ کارےکن کہ اگہ تو رو دید خوشش بیآد نہ مردم ... (: 🕊✨ ••🌱•• @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
خواهید به سمت دوست پرواز کنید یا زندگیِ دوباره آغاز کنید یک پنجره از اتاق تنهایی تان.. هر صبح به سمت کربلا باز کنید سر صبح، بردن نام حسین بن علی میچسبد ✋☕️❤️ السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما. بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ، اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 🌱 🤲اللّهُمَ اَرزُقنـٰا فِی اَلْدُنْیٰا زیٰارَۃ اَلْحُسَیْن وَ فِی اَلْاٰخِرَۃ شِفٰاعَة اَلْحُسَیْن  الهی آمین🌹🤲🦋 دعوتید به گروه شعر؛علیه السلام 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/1666777100C9ca21a858d حسینیه شعر آئینی در ایتا 👆🍊•°•°
💚 عاشقـانه اے به سبـک شهــدا💚 میخواست بره مأموریت… گفت: “راستی زهرا…❤ احتمالاً گوشیم اونجا آنتن نمیده…!” داد زدم: “تو واقعاً‌ 15 روز میخوای بری و موبایلتم آنتن نمیده…؟!” گفت: “آره…اما خودم باهات تماس میگیرم… نگران نباش…❤” دلم شور میزد… گفتم: “انگار یه جای کار میلنگه امین…! جاااان زهرا…💕 بگو کجا میخوای بری…؟"‌ گفت: “اگه من الآن حرفی بزنم… خب نمیذاری برم که…❤ “ دلم ریخت… گفتم: “نکنه میخوای بری سوریه…؟!” گفت: “ناراحت نشیا…آره میرم سوریه…” بی‌هوش شدم… شاید بیش از نیم ساعت… امین با آب قند بالا سرم بود…❤ به هوش که اومدم… تا کلمه سوریه یادم اومد… دوباره حالم بد شد… گفتم:"امین…واااقعا،داری میر ی ی ی…؟❤ بدون رضایت من…؟💕” گفت: “زهرا… بیا و با رضایت از زیر قرآن ردم کن… حس التماس داشتم… گفتم: “امین تو میدونی که من چقدر بهت وابسته‌م…💕 تو میدونی که نفسم بنده به نفست…💕” گفت:"آره میدونم…❤” گفتم: “پس چرا واسه رفتن اصرار میکنی…؟” صداش آرومتر شده بود… . عاشقت هستم شدیدا دوستت دارم دلبری هایت بماند بعد فتح سوریه . “زهرا جان…❤ ما چطور ادعا کنیم مسلمون و شیعه‌ایم…؟ مگه ما ادعای شیعه‌ بودن نداریم…؟ شیعه که حد و مرز نمی‌شناسه… اگه ما نریم و اونا بیان اینجا… کی از مملکتمون دفاع می‌کنه…؟” دو شب قبل اینکه حرفی از سوریه بزنه… خوابی دیده بودم که… نگرانیمو نسبت به مأموریتش دو چندان کرده بود… خواب دیدم یه صدایی که چهره‌ ش یادم نیست… یه نامه‌ واسم آورد که توش دقیقاً نوشته شده بود: “جناب آقای امین کریمی… فرزند الیاس کریمی… به عنوان محافظ درهای حرم حضرت زینب (س) منصوب شده است…” پایینشم امضا شده بود… (همسر شهید امین کریمی) @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
🔻شهید محمدامین کریمیان. طلبه بود. مسلط به زبان انگلیسی. بورسیه تحصیل در فلسفه غرب دانشگاه آلمان نیز پذیرفته شده بود، بارها از او خواستند که برای تبلیغ به کشورهای انگلیسی زبان برود. قبول نکرد گفت به زبان عربی هم مسلط هستم، مرا به سوریه یا لبنان بفرستید. بعنوان مبلغ به سوریه اعزام شد و گرفت آنچه را که می خواست.... قسمتی از وصیتنامه: "من از این دنیا با همه زیبایی‌هایش می‌روم. همه آرزوهایم را رها می‌کنم اما به ولایت و حقانیت علی بن ابیطالب و خداوند یقه‌تان را می‌گیرم اگر امام خامنه‌ای را تنها بگذارید. @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
22.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داریوش رضایی‌نژاد (متولد ۱۳۵۵ در آبدانان) دانشجوی دکترای مهندسی برق دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی بود که در ۱ مرداد ۱۳۹۰ و در سن ۳۵ سالگی به ضرب گلوله در مقابل منزلش و در برابر چشمان همسر و دختر خردسالش مورد سوءقصد دو موتورسوار قرار گفت و به شهادت رسید. 💔 دانشمند 🌹 🕊 🌷اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالعَنْ أعْدَاءَهُم🌷 @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ جوان مؤمن انقلابی کیست؟‼️ 🔺 کسی که با بهره‌گیری از توانایی‌ها و تلاش و کوشش زیاد مایه افتخار و مباهات ولی امر مسلمین شد و خداوند او را به مقام شهادت رساند.‼️ 🎥 ⚠️به مناسبت سالروز شهادت شهید والا مقام داریوش رضایی نژاد، شهید هسته‌ای @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
🌻اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ🌻 @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
⭕️شهید آوینی تعریف می‌کرد: 🔸با یک گروه از جانبازان رفته بودم حج، چنان درسی از آنها گرفتم كه ای كاش قبلاً با اینها آشنا شده بودم. بارها و بارها گریستم، به خاطر تحول و حماسه‌ای كه در اینها می‌دیدم. 🔹به یكی از جانبازانی كه نابینا بود گفتم: "دوست نداشتی یك بار دیگر دنیا را ببینی؟" حداقل انتظار داشتم بگوید: "چرا یك‌ بار دیگر می‌خواستم دنیا را ببینم." اما او پاسخ داد: "نه" پرسیدم: "چطور؟" گفت: "در مورد چیزی كه به خدا دادم و معامله كردم نمی‌خواهم فكر بكنم." 🔸بدنم می‌لرزید، فهمیدم كه عجب آدم‌هایی در این دنیا زندگی می‌كنند. ما كجا، اینها کجا" @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
┄┄┅┄┅┄✪﷽✪┄┅┄┅┄ 👇👇 لطفا در میان هاے مختلفے ڪه به خود میڪنید ، مراقب امام زمان عج الله و شهدا باشید!!!! ♦️پا روے هواے نفستان بگذارید تنها براے ڪار ڪنید نه براے جلب توجه و معروفیت یا هر چیز دیگرے ڪه بشه ازش نام برد. ♦️دقت ڪنید رفتارها و ڪردارهاے شما زیر ذره بین و قرار دارد. ان شاءالله خطا و اشتباهے ازتون سر نزند ڪه شرمنده ے امام زمان و شهدا شوید ✔️ 🌹 @pelakkhakii 👈👈🌷🕊