eitaa logo
پلاک خاکی
2.6هزار دنبال‌کننده
11.6هزار عکس
6هزار ویدیو
42 فایل
به محفل رهروان شهدا خوش آمدید❤️🌷 شهدا اگر به دادم نرسید از دست رفته ام... کانال های دیگر ما متفاوت و ناب حتما عضو شوید👇 @saharshahriary @ghonooteghalam
مشاهده در ایتا
دانلود
مشکلات از آنجا آغاز شدند که فکر کردیم در همه‌ی امور تخصص داریم که فکر کردیم راجع به همه چیز باید نظر بدهیم که فکر کردیم درباره‌ی همه چیز می‌توانیم تصمیم‌گیرنده باشیم که همه در همه‌ی امور دخالت کردیم کاش گفتنِ "نمی‌دانم" و "بلد نیستم" این همه سخت نبود. (هرکاره به قابلمه‌های سنگی مشهدی می‌گویند که در آن هر غذایی بار می‌کنند) دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii
منزل شهیدان، سبحان علیزاده، مهدیه و فاطمه عربندوی مادر سبحان می‌گفت سبحان مدرسه داشت، کلی اصرار کرد باید اجازه‌‌م رو از معلم‌مون بگیری تا بریم کرمان سالگرد حاج قاسم. گفتم مامان وقت امتحاناته نباید غیبت کنی. کلی گریه کرد، آخرش اجازه‌ش رو گرفتیم و رفت... روستای باب‌تنگل زرند کرمان دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii
مامان بزرگ سبحان می‌گفت، سبحان قبل رفتن به مزار حاج قاسم گفت مامان یه ناهار مشتی درست کن برگشتم بخورم، نوشابه هم داشته باشه، فرداهم تعطیلیم شبم خونتون پیش خودت میخوابم رفت دیگه ندیدمش😭 دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii
شهیدان فاطمه و مهدیه عربندوی خاله‌های سبحان بودن بابای سبحان می‌گفت سبحان همش باما بود که داداشش گم شد، من و مادرش رفتیم دنبال داداشش، سبحان با دوتا خاله‌ش رفتن جلوتر که انفجار رخ داد، سبحان و خاله‌هاش به شهادت رسیدن دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii
اگر در جمهوری اسلامی خلافی صورت گرفت تقصیر را بر گردن نظام نگذارید! بگویید فرد اشتباه کرد نه نظام... که چه بسیار افرادی برای ضربه زدن به نظام آمده اند، کسانی که بویی از ایمان و مردانگی نبرده اند کسانی که نان نظام را می خورند و ریشه نظام را می زنند الحق که چه خطرناکند این افراد..! 🕊🌹 دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اسمتو بردم زیربارون،بارون گریه کرد..! رو به شش گوشه‌ترین قبله‌ی عالم سلام! السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پدر فلسطینی دلش نمیاد نوزادش‌ رو بذاره تو سردخونه، با دیدن اشک‌هاش یاد این شعر افتادم: من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود... دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
قهرمان های هالیوودی نه؛ قهرمان من اون مادر اهل غزه است که حتی بعد مجروحیت هم دست بچش رو رها نمیکنه! دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
از رفیقِ مجازی کرمانی پیام رسید: "دردت تو سرم، ناهار دعوت مایی" نگو نقشه‌ای تو سر دارد. با ۴۰۵ خسته‌اش حیرانِ شهریم. وسط محله‌ای معمولی، در کوچه‌ای معمولی، ساکن خانه‌ای معمولی. از اسپیکر صدای مداحی بلند است. با سوز می‌خواند: "شیرین‌زبون بابا..." رفیقم چشم قرمز می‌کند: "صدای خودشه!" می‌شنوم دوتا پسر و یک دختر سه‌ساله به یادگار گذاشته. خانم‌ها طبقه همکف نشسته‌اند. کیپ‌تاکیپ. دعوت می‌شویم بالا. پیرمردی دوره شده. لباس سبز تنش است. رفیقم می‌گوید: "خانوادگی هم‌قول شده‌اند مشکی نپوشند!" انگار برادر عادل شنیده باشد. _خوشحالیم. افتخار می‌کنیم؛ اگرم اشکی بریزیم بخاطر جاموندگی‌مونه؛ برای حال خودمون! جو سنگین است. اهل خانه، باصلابت از مهمان‌ها پذیرایی می‌کنند. بقیه حال‌وروزشان بیشتر به عزادار می‌خورد! به قول کرمانی‌ها گریه شدیم. تک‌خاطراتی می‌شکفد. _پاکت نمی‌گرفت و با ماشین خودش می‌رفت مجلس روضه. _کمتر مداحی می‌رفت در جمع اهل تسنن، عادل می‌رفت یادواره شهداشون و روضه حضرت زهرا می‌خوند! _روز مادر، صبح با کادو و گل اومد؛ پدرمادر رو برد بیرون کاراشونو انجام داد و آورد. سه رفت، سه و ربع خبرش آمد! _حلقه وصل بود؛ بین مذهبی‌ها و مداح‌ها، بین شیعه و سنی، بین اعضای خونواده _می‌گفت به من بگید ذاکر، هنوز مونده تا مداح بشم! _یه پاش مجلس روضه و یادواره شهدا بود؛ یه پاش اردوی جهادی. چند سال رسم شده بود در مناطق محروم وسط نیروهای جهادی براش جشن تولد می‌گرفتیم! سفره پهن می‌شود. رفیقم سقلمه می‌زند: "درد و بلات! ناهار کجا بهتر از ایجا؟!" دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii