زن زندگی به این میگن😂
وقتی به گور دستهجمعی میگه مقبره دستهجمعی،
معلومه به خونه 40 متری شوهرش هم میگه کاخ آقامون.
@pelakkhakii 👈👈🌷🕊
#با_شهدا_گم_نمی_شویم
سرکلاس جامعه شناسی، آقای پروفسور دوساعت تموم ازحجاب بدگفت ولی صغری وکبری چیدتابرای بچه هاجابندازه که حجاب یه چیزبه دردنخوریه! ولی آخرای کلاس، احمدبلندشدوگفت ببخشیداستادشمادوساعت درموردحجاب بدگفتیدحالا اجازه میدیدمن ده دقیقه ازحجاب دفاع کنم؟ درخواستش بقدری منطقی ومؤدبانه بودکه استادمجبورشداجازه بده احمدم طوری قشنگ وحساب شده راجع به فوایدحجاب صحبت کردبراش کف زدن استادهم فهمیدکه تأثیرحرف های احمدخیلی بیشتربوده
"شهید سیداحمد رحیمی"
@pelakkhakii 👈👈🌷🕊
پلاک خاکی
شهید مهدی زین الدین🍃🌹
🍃دلم حسابی تنگ بود. حال خسته ام را با خودم بردم #حرم تا شفا گیرد.
.
🍃پس از #زیارتِ خواهر شاه خراسان و دو رکعت نماز، دل آشفته ام پرکشید سوی #گلزار. سوار تاکسی شدم و آدرس #امامزاده_علی_بن_جعفر را به راننده دادم .
.
🍃آرام آرام سوی گلزار قدم برداشتم .بطری های #گلاب کنار درب ورودی، نشان از قرار همیشگی خسته دلانی بود که برای خلوت به این گلزار می آیند.
.
🍃فضای مسقف پیچیده در چپ و راست که متشکل از مزار شهداست و نورهای سبز و سرخ، که حاصل تابش نور خورشید به سقف های رنگ شده شیروانی بود حال #معنوی خاصی را به انسان هدیه می داد.
.
🍃ناگهان #دلم دستور داد و پایم به سمت راست قدم برداشت.تعدادی #زائر دور تا دور مزار نشسته بودند.در ظاهر فضا پر از سکوت بود اما، این سکوت شاهد حرف های دلشان با #شهیدان زین الدین بود.
.
🍃شهید #مهدی_زین_الدین فرمانده لشکر علی بن ابی طالب و برادرش #مجید ، فرمانده اطلاعات و عملیات تیپ ۲ لشکر علی بن ابی طالب، در کنار هم آرام گرفته بودند.
.
🍃 مهدی، فرمانده ای که همیشه خودش اولین نفر بود برای #عملیات. می گفت: «اگر فرمانده نیم خیز راه بره،نیروها سینه خیز راه میرن .اگه بمونه تو #سنگرش که بقیه میرن خونه هاشون»
.
🍃آرزوی #شهادت داشت. عکس دخترش در جیب لباسش بود اما از ترس #مهر_پدری قرار شد بعد از عملیات آن را ببیند.
.
🍃به رسم حضرت #ارباب نمازهای اول وقتش حتی در جاده های جنگ هم ترک نشد .
#نمازهایش به نیت پیروزی در عملیات ها ،نماز شب هایش ، حال خوشش و #گریه هایش در #مناجات باخدا ، هنوز هم از خاطرات زیبای به جا مانده در ذهن و #قلب رزمنده هاست.خوش به حالش که خدا را شناخت و چه زیبا #خدا او را خرید .
.
🍃لبانم معطر به خواندن #فاتحه ای برایش، چشمانم خیس از #اشکِ حسرت، و صدای #اذانی که مرا به خود آورد...
و خدایی که در این #نزدیکی است...
.
#شهید_مهدی_زین_الدین
.
✍️نویسنده: #طاهره_بنائی_منتظر
.
📅تاریخ تولد: ۱۳۳۸.
.
📅تاریخ شهادت: ۲۷ آبان ۱۳۶۳.سردشت
.
📅تاریخ انتشار: ۲۷ فروردین ۱۳۹۹
.
🥀محل دفن: گلزار شهدا امامزاده علی بن جعفر قم
@pelakkhakii 👈👈🌷🕊
🦋°| قبل از اینکه آدم محتاج به شما رو بیندازد و دستش را دراز کند،شما مشکلش را برطرف کنید.
#شهـیـدابــراهـیم_هادی❤
#تولدتمبارکایشهید
@pelakkhakii 👈👈🌷🕊
••🥀••
🌱 #تلنگر
جا ماندن از کربلا برای خیلیا جای حسرت داره اما جا ماندن از لشکر یوسف زهرا دغدغه چند نفره❓😣
به نظرم همین دو خط اونقدر جای حرف داره که بابتش #فکر کنید....😔
#اللهمعجللولیکالفرج
🔴این روزها بیش از هر زمان دیگری دانستم...
که مالک چیزی نیستم،
نه مالک جانم نه مالم،
نه بدنم نه روحم،
هر آنچه برایش تلاش کردم، بدست آوردم، نگاهش داشتم دیگر برای من نیست...
❤خداوندا روزی بمن گفتی که صحرای محشری هست که در آنجا هیچکس دیگری را نمیشناسد.
فرزند، پدر مادر را و برادر، خواهر را. زن، شوهر را. همه یکدیگر را میبینند اما در آغوش نمیگیرند، می بینند اما دست یکدیگر را نمیگیرند
❤روزی گفتی هر آنچه در زمین بدست آوردی به یکباره از دست میدهی و من می اندیشیدم که مگر میشود؟
❤اکنون در این روزها که کرونا جهان را تسخیرکرده، بیش از همیشه میدانم که هست آنچه که گفتی.
❤اکنون میدانم من حتی مالک بدن خود نیستم. که هرجا بروم که هر آنکه را بخواهم در آغوش بگیرم که...
❤میبینم مادری را که هفته هاست فرزند خود را در آغوش نگرفته.
❤میبینم که بهترین امکانات را در اختیار دارم اما نمیتوانم استفاده ای از آن ببرم.
❤خدایا اکنون میدانم اختیارم در گرو اختیار توست و جز تو که بی انتها و همیشه هستی چیزی ندارم که بتوانم به آن تکیه کنم که هر لحظه و همیشه داشته باشمش.
🌺🍃خدایا دراین محشر، مرا و دوستانم رابه حال خودمان رها نکن! به لطفت سخت محتاجیم🍃🌺🍏🌸🍏🍒
📌
وقتایے که عصـبانے میشی
قبل از هر کاری ❗️
سـریع زمزمه کن:
《 لا حَولَ و لا قُوَهَ الا بِالله 》
👈 کنترل خشم