جبر جغرافیایی منو مورد عنایت قرار داد بسه دیگ، کافیه دیگ تحمل اینو ندارم که بگم روز 41 ام
«روزنههای سرم را میبندم تا به فکر ایران نیفتم. امّا نمیتوانم. زمین زیر پایم آتش میگیرد.»
شاهرخ مسکوب
رفتم تو آرشیو تلگرامم برخورم به این شعر :
به خون ما وضو کردی،
به چشمِ خود تماشا کن
ز خون تو حنا گردد
به زودی دست و پای ما