خیلی کم پیش میاد که خونه ی کسی احساس راحتی کنم شاید خیلی انگشت شمار، اما خونه ی ریحانه اینا واقعا خونه است، انگار دارم توی اتاق خودم قدم میزنم یا توی آشپزخونه ی خودمون آشپزی میکنم نمیدونم این حس چرا و چجوری منتقل میشه اما اونجا فوق العاده سبک و راحتم.
هدایت شده از توییتر آزاد
از واژه های «اکسیوس»، «هفته آینده»، «عمان» ٫«مذاکره»٫ «حرکت ناو»،«تروث سوشال»٫ «غنی سازی»٫ «توافق»٫ «خواهیم دید» ٫«پاکستان»٫ «کانال ۱۲»٫ «سال بعد»٫ «دنیا»٫ «زندگی» متنفرم
👤Tnaz | @Tweeter_Azad
بچه ها درکتون میکنم که چقدررر به آدم فشار میاد وقتی آموزش مجازی باشه اونم تو این شرایط که نه دیگ اعصاب مونده نه معده مونده نه حوصله ایی بخواد امتحان حضوری باشه.
اما شماها اشتباه مارو توی دوران کرونا نکنید، اشتباه مارو برای نهایی نکنید درس بخونید و حضوری امتحان بدید، امتحان مجازی واقعا فجایعی داره که اصلا قابل وصف نیست، میدونم سخته هااا خیلی اما آروم آروم شروع کنید بخونید ما خیلی اشتباه کردیم که نخوندیم....
کاش یه نفر که سینوزیتش عین من این همه عود کرده باشه دوستم بود تا فکر نکنم تنها ام و تومور مغزی دارم از بس سردرد دارم و از بینی که نفس میکشم درد میپیچه تااا شقیقه هام
واقعا دلم میخواد برگردم به اون زمان و سنی که حتی اسم رئیسجمهور کشورم برام مهم نبود اصلا نمیدونستم کی به کیه چه به چیه.
الان که صفحه ی 139 نام تمام مردگان یحیی ست هستم، اومدم بنویسم.
کتابو بستم چون میخوام تموم داستان سال بلوا رو مرور کنم توی ذهنم که چی شد، باورم نمیشه آقای معروفی به این زیبایی این دو داستان رو توی قلب هم قرار داده انگار دوبار کتابو زندگی کردم یک بار از دنیای دکتر معصوم و نوشافرین یکبار از دنیای داور و دولیلی
میخوام گریه کنم)))