داشتم فکر میکردم چه خوب که روانشناسی رو انتخاب کردم، چه خوب که دلم میخواد برم سمت کودکان با نیاز ویژه، چه خوب که راحتم باهاش برام سخت نیست، اینکه حسرت نمیخورم از اینکه نکنه اینجا جای من نباشه نمیدونم این حس اطمینانه خيلي خیلی برام لذتبخشه.
روز اول دانشگاه با خودم گفتم حتی اگر به جای نرسی اما لذتشو میبری.
تا ابدالدهر از صبح زود متنفرم
120 سالمم بشه از صبح زود بازم متنفرم، وقتی خودت شمال شرق ترین نقطه و دوستت جنوبی ترین نقطه اصفهانه همیشه مجبوری تا ساعتی که مردم تازه بیدار میشن تو راه باشی.