آدمها
گاهی که از شلوغی خسته میشوند،
به گوشهای پناه میبرند...
آنجا که سکوت، سنگینتر از هر صداییست.
دستهایشان
سیاهیِ لحظهها را به خود گرفته
انگار که با زغال
روی دیوار زمان
تیکِ روزهای رفته را زدهاند.
_ارغوان_
گاهی حرفهایی زدهام که نباید
مثل نسیمی که خاموشی را میشکند
و در دل، طوفانی از سکوت و حسرت میماند.
اما شاید زمان، آرام آرام
رنگ دیگری به روزهای خاموش ما ببخشد،
و دلها به آرامش برسند
بی آنکه کلامی از میان برود.
_ارغوان_