و در نهایت همهی ما یكروز یا یكشب
وسط همین مرور کردنها و عبرت گرفتنها
خواهیم مُرد ، بی لبخند ، بیخداحافظی..
یادم نمیاد دیروز یه جا خوندم نوشته بود : طرف با اینکه فردا ۶ صبح باید میرفت سرکار ولی اون شب تا من ناراحتی از دلم در نمیومد شده تا پنج صبح با من حرف میزد که من تنهایی غصه نخورم ..
حقیقتا حسرت خوردم :)
اگر زنده ماندم و يك روزی باهم در يك خانه چای خوردیم ، برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت ودیر و دور گذشت ..
#کاردست