ولی دیگه سوشالمدیا رو نیستمش. آدمها هم که جای خود. واقعا توان و حوصلهی درك کردنِ این سیركی که راه انداختیم رو ندارم.
درواقع چیزی که انسان های بی مسئولیتِ تاکسیک، نرمال کردن. اینه که از هیچ کسی انتظار نداشته باش.
و میدونی عزیزِ من اگر قرار نیست انسان به اندازه سهم خودش انتظار داشته باشه باید بره توی غار.
شاید لبهای تاکسیدرمی شدهام بعد از بوسههایت ماندگارترین چیزی باشند که از تو باقیست.
طبق افسانه همون آدم و حوا مثلا چی میشد سیب پرت بشه تو گلوشون بمیرن دیگه جهان و آفرینش شکل نمیگرفت؟!