من سراسر اندوه بودم و از فاصلهای نه چندان دور، به منظرهی مقابلم نگاه میکردم. در آن زمان، آبها جا
ارتباط این متن با تصویر ریپلای شدهاش فقط در کلمهی "آبشار" است.
زبان مجیزگو و قدرت تشخیص یک قصه گو ممکن است او را به شکل آنچه شنوندهاش میخواهد درآورد، اما در این فکرم که وقتی شنونده از آنجا برود، چه برجای میماند؟ آیا او زیر تمام لایههایش، شکلی واقعی دارد؟
(متیوجی کربی)