📝 جهاد با زیرپوش سفیدِ خانگی
همه فکر میکنیم جهاد یعنی میدان، یعنی دود، یعنی خاک، یعنی صدای گلوله و آدمهایی که وسط آتش ایستادهاند.
اما بعضی وقتها، خدا میدان را میآورد وسط خانه.
کنار همان چراغی که بیدلیل روشن مانده. کنار همان کولری که یک درجه کمتر هم میشود تحملش کرد. کنار همان سفرهای که هر شب، بخشی از آن راهی سطل زباله میشود.
چه کسی فکرش را میکرد یک روز، فقط به خاطر اینکه آدم با زیرپوش توی خانه بنشیند تا کولر کمتر روشن شود، اسمش جهاد باشد؟
چه کسی فکرش را میکرد مقاومت، یک روز اینقدر آرام و بیصدا شود؟ اینقدر شبیه زندگی معمولی؟
بعضیها فکر میکنند بحرانها را فقط آدمهای مهم حل میکنند، فقط مسئولها، فقط سیاستمدارها. اما حقیقت این است که خیلی از بحرانها، شاید خارج از خانه شروع شوند اما قطعا در خانهها تمام میشوند!
امروز اگر کسی یک نان کمتر دور بریزد…
اگر یک چراغ اضافه را خاموش کند…
اگر آب را با احترام مصرف کند…
شاید در ظاهر کار کوچکی کرده باشد…
اما حقیقت این است که دارد در یک جبهه نامرئی میجنگد.
ما عادت کردهایم قهرمانها را فقط در قابهای بزرگ ببینیم. در حالی که گاهی قهرمان واقعی، مادریست که اجازه نمیدهد غذا هدر برود. پدریست که به بچهاش یاد میدهد نعمت، بیصاحب نیست و جوانیست که میفهمد مصرف بیفکر، فقط یک عادت شخصی نیست، یک زخم اجتماعیست.
این روزها، صرفهجویی فقط یک توصیه اخلاقی نیست.
یک وظیفه است.
یک مسئولیت است.
یک جهاد آرام و بیصداست.
جهادی که شاید کسی برایش مدال ندهد اما قطعا میتواند آینده ایران را نجات دهد.
✍🏻 محمدجواد مقدسی
• @peyrang • پیرنگ •
محمدجواد مقدسی • پیرنگ
📝 جهاد با زیرپوش سفیدِ خانگی همه فکر میکنیم جهاد یعنی میدان، یعنی دود، یعنی خاک، یعنی صدای گلوله و