اول مهر که میرسد، انگار پاییز با صدای شجریان آغاز میشود؛ صدایی که ما را به سالهای دور، به عاشقی، به دلتنگی و به شعر میبرد.
من و بسیاری از همنسلانم، حافظ و سعدی را فقط از کتابها نشناختیم؛ بیتهایشان را با صدای شجریان زندگی کردیم. با او عاشق شدیم، شکستیم، امید بستیم و در پیچوخم آواز و شعر، بالا و پایین رفتیم.
شجریان فقط یک خواننده نبود؛ صدایی بود که نسلها را پای شعر و موسیقی و آواز کنار هم نشاند؛ صدایی که شعر را از کتاب بیرون کشید و به زندگی آورد و حافظ و سعدی را با رنج و شور عاشقانهشان به جانمان نشاند.
امروز، در زادروزش، هنوز میشود چشمها را بست و خود را سپرد به همان صدا؛ به غزلهایی که قرنهاست خوانده میشوند، به عشقهایی که هنوز در دل آدمی تازهاند و به آوازی که میان شعر و زندگی، نسلها را به هم پیوند میدهد.
زادروزت بر ما مبارک؛
صدایت هنوز ما را به هم میرساند.
-محسن داودی