ققنوس
اینو بشنوید. بعد در موردش صحبت میکنیم. فکر کنم از چندین لحاظ خیلی جای صحبت داره.
خب، نظری نیست؟
اگر هر نظری دارید توی ناشناس بگید، من هم مینویسم در موردش.
همونطور که توی متن خوندید ملودی آوازی بر اساس یکی از آواز های ابراهیم شریف زاده و موسیقی خراسان زیباست. نکتهی جالب اینه که همونطور که میدونیم موسیقی بلخ هم به همین شکله چون اصولاً جزو خراسان بزرگ بوده. و بلخ، زادگاه مولاناست. چه دقتی. چه دقتی.
البته میتونیم در مورد ریشهی موسیقی خراسان هم بیشتر صحبت کنیم ولی فکر کنم همینقدر کافیه.
ولی چند تا چیز خیلی خیلی واضح داره به گوش میرسه. موسیقی ترکیه. موسیقی عثمانی. و دقت میکنیم و میبینیم بخشی از تنظیم بر عهدهی جوشکن کارادمیر، هنرمند ترکه. و ترکیب ساز های ترکیه با ساز های ایران چیز جالبی ساخته. دقت کنید، یک طرف آواز مربوط به شرق میشه، و طرف دیگه موسیقی مربوط به غرب. باز باید از نبوغ حسام ناصری بگیم که هر چقدر بگیم کم گفتیم. واقعا ایده های جالبی برای این مدل تلفیق داره.
و میشه از یه جنبهی دیگه بهش نگاه کرد. این قطعه بر خلاف اکثر قطعه های آقای قربانی، میشه گفت کاملا اصیله. در واقع منظورم اینه که کمتر به سمت تلفیق با موسیقی پاپ رفته و کلاسیک بودن خودش رو خیلی حفظ کرده. کاری که الان باید بکنیم اینه که واکنش های این قطعه رو بررسی کنیم. اون وقت میتونیم خیلی بیشتر در مورد اون بحثی که در مورد تلفیق موسیقی مطرح کردیم صحبت کنیم.
حدود ۲۸ سال پیش، وقتی خیلی جوان بودم، این قطعه را که مجید درخشانی برای پدر ساخته بود، به عنوان «صدای شاهد» خواندم؛ برای پدرم، تا ملودی را با صدای من بشنود و بعد خودش آن را بخواند.
اما هیچوقت این اتفاق نیفتاد و آن صدای شاهد، همانجا ماند.
سالها گذشت، من خواندم، تجربه کردم و مسیر خودم را در موسیقی پیدا کردم؛ و حالا، بعد از ۲۸ سال، آن صدای جوان دوباره به من رسیده است.
صدایی که امروز منتشر میشود، در واقع پیش از تمام کارهایی قرار میگیرد که تا امروز از من شنیدهاید؛ اولین صدای ضبطشده از مسیری که آن روز هنوز نمیدانستم به کجا خواهد رسید.
این روزها که در کنار کمپین دیجیکالا مهر با عنوان «هرجا که تویی» هستم، بیشتر به همین فکر میکنم؛
اینکه ما هیچوقت نمیدانیم نوجوانی که امروز در ابتدای راه ایستاده، فردا چه خواهد ساخت و به کجا خواهد رسید.
شاید یک لپتاپ، یک کتاب، یک ساز، یک فرصت یا حتی اعتماد یک نفر، برای ما چیز بزرگی به نظر نرسد؛ اما برای یک نوجوان میتواند آغاز یک راه باشد.
من هم روزی جایی در ابتدای راه بودم؛
با صدایی که قرار بود فقط «شاهد» باشد.
-همایون شجریان
Homayoun ShajarianMitaravad Mahtab - Homayoun Shajarian.mp3
زمان:
حجم:
8.1M
6:12
می تراود مهتاب
می درخشد شبتاب
مانده پای آبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کوله بارش بر دوش
دست او بر در، می گوید با خود:
غم این خفته چند
خواب در چشم ترم می شکند.
ققنوس
حدود ۲۸ سال پیش، وقتی خیلی جوان بودم، این قطعه را که مجید درخشانی برای پدر ساخته بود، به عنوان «صدای
باشه. ولی اینکه پسر بزرگترین خوانندهی تاریخ موسیقی ایران بخواد خودش رو مثال بزنه برای محروم ترین دانش آموزای ایران یه کم غیر منطقیه. از این جهت که برای پیشرفت یکی مثل همایون همه چیز آماده بود، فقط پشتکار میخواست که البته بسیار مهم و سخته. ولی اصلا و به هیچ عنوان قابل مقایسه با کسایی نیست که فقط امکانات باعث شده تمام استعداد هاشون نادیده گرفته بشه.
البته نمیخوام حمله کنم بهش یا بگم کارش برای کمک به این بچه ها ارزشمند نیست. ولی خب یه کم عجیب بود این جمله ها. حالا قضاوت با شما.
و چند تا نکته رو من از نقد هایی که بهش شد دیدم و به نظرم منطقی بود.
اولا کمک کردن، خیریه، با یه برند مشهور؟ این بیشتر شبیه به تبلیغ بود تا خیریه. منظورم اینه که خیلی جنبهی مالی توش بزرگتر از جنبهی انسانی به نظر میرسه که یه کوچولو باعث شده جالب نباشه.
و این مورد که به نظرم خیلی منطقی بود. ما دانش آموزایی داریم توی شهر های دور افتاده که حتی نمیتونن به مدرسه برن. حتی عادی ترین امکانات و لوازم التحریر هم ندارن. بعد این وسط اهدای لپتاپ؟ شوخیه؟
و حتی همین اثر همایون شدیداً تبلیغاتی منتشر شده. حقیقتا این سبک انتشار قطعه به دل من که ننشست. ولی خب باز هم همون رو میگم، قضاوت با شما.