eitaa logo
دانلود
Keyhan Kalhor01 Shahre Khamoosh(2).mp3
زمان: حجم: 14.1M
20:20 پروژه‌ی اجرای «شهر خاموش» رو از فروردین‌ماه امسال شروع کردیم [۱۳۹۸] و متاسفانه اینقدر حوادث زیاد بوده، با توجه به اینکه ماهیت شهر خاموش در سوگ قربانیان بمباران شیمیایی حلبچه نوشته شده، هنوز با توجه به حوادث اخیر تازگی داره و هنوز مصداق داره. بنابراین برنامه‌ی امشب رو به خانواده های داغدار پرواز ۷۵۲ تقدیم می‌کنیم. «شهر خاموش» هم برای یادبود عده‌ای نوشته شده که در نقطه‌ی دیگری از کشورمون بر اثر بی‌مبالاتی و ندانم به کاری عده‌ای مسئول از دست رفتند و هنوز هم چیزی عوض نشده متاسفانه. به هر حال ما امیدی نداریم که دیگه این حوادث اتفاق نیفته. ولی امیدواریم باعث بشه ما در این روز های سخت کنار هم باشیم چون واقعا کسی رو نداریم. باید خودمون از خودمون حمایت کنیم و اجرای کنسرت و احیای فرهنگ یکی از این راه هاست. پس از شما ممنونم که به این اجرا اومدید و از همه‌ی مردم درخواست دارم از اجراهای موسیقی حمایت کنند. ممنونم. -کیهان کلهر
تو از تمام دهان های شهر می‌خوانی صدا یکیست اگر حنجره هزار و یکیست -غلامرضا طریقی
Alireza Ghorbani @RozMusic.comAlireza Ghorbani - Savushun (128).mp3
زمان: حجم: 4.5M
1:08 من آن کبوتر صلحم، مرا ز سر وا کن به دست تلخ‌ترین انتخاب ها بسپار مرا که آتشِ سودابه‌ها حریفم نیست، به شرط صلح، به افراسیاب ها بسپار
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خنده‌های برادر من شما رو یاد کسی نمی‌اندازه؟ فقط صدای زیباش نیست، اون این خنده ها رو هم به ارث برده از استاد:) -علیرضا قربانی
homayoun-shajarian-bare-degar-faramoshi-320.mp3
زمان: حجم: 8M
2:46 سازی نوای عاشقی، سوزم به پای عاشقی، جانم فدای عاشقی، روزی دگر در آتشی، سالی دگر به خامشی، بار دگر فرامشی...
ققنوس
نه محبوسیت و نه مجازات اعمال شاقه، هیچ کدام قادر نیست زندانی را به یک مرد بهتر و سودمند تر مبدل کند، با آنکه این ها وسایلی برای مجازات او و حمایت جامعه از شر او انگاشته می‌شود، در حقیقت این مجازات ها در قلب زندانی یک احساس نفرت شدید و یک تشنگی فوق‌العاده برای تفریحات ممنوعه و یک تهور و بی‌باکی باورنکردنی ایجاد می‌کند. -فیودور داستایوفسکی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
sug.mp3
زمان: حجم: 8.5M
6:20 روزی که تهران بمباران شد، یه جورایی همه از جایی که بودن متواری شدن. سرشار از سکوت بود تهران. اصلا لازم نبود عجله کنی. نه چراغی نه چیزی. همین شکلی با دنده دو همینجوری آروم تو تهران می‌چرخیدم. بعد دیدم یه طرف میدون نیست و یه سری خونه ها نیستن. من فکر کردم اینجا رو بیضایی آماده کرده بود برای فیلمبرداری چون بارون کمی بود و یه مهی هم می‌زد. بعد دیدم یه عده آدم سیاه پوش با ظاهر به مقدار متمول و لباس های شیک لای این آوار می‌چرخن انگار دنبال چیزی بگردن. قشنگ مثل یه صحنه‌ی فیلمبرداری بود. انگار اونجا کاشته بودنش که من ببینم. و همینجور که داشتم برمی‌گشتم شروع کردم اون قسمت اول آهنگ رو با سوت زدن. بعد یه اتفاق ناگواری افتاد و خانواده‌ی کیهان کلهر در میدان حر، پدر و مادر و برادرش متاسفانه از بین رفتن. تا خودآگاه وقتی تموم شد بالاش نوشتم سوگ و تقدیم کردم به کامران کلهر، برادر کیهان. -حسین علیزاده