سلام دوست موسیقیدان
نظر تخصصیی نمیتونیم بدیم
ولی به نظر من میتونه موسیقی اصیل ایرانی اصیل بمونه بالاخره یه سری طرفدار و علاقهمند داره
و در کنار اینها سبک موسیقیی با تلفیق از ایرانی و غربی هم باشه
-
دقیقا دوست من. میتونه جفتش باشه. ولی بعضیا اعتقاد دارن که وجود موسیقی تلفیقی اصل موسیقی ایرانی رو به خطر میاندازه. من نمیدونم واقعا این کار رو میکنه یا نه، ولی در کل به نظرم موسیقی تلفیقی گاهی زیباست.
چیزی که من رو از موسیقی تلفیقی میترسونه، مرز باریک بین اون با موسیقی هاییه که قبلاً اون ها رو «آشغال های دوست داشتنی» خطاب کردیم.
سلام عزیزِ دوست داشتنی
من به عنوان کسی که واقعا چیزی از موسیقی نمی دونست ، از طریق همین موسیقی تلفیقی با موسیقی اصیل ایران آشنا شدم. البته هنوز هم نه کامل.
باید بگم که واسه معرفی به افرادی مثل من آهنگ های تلفیقی عالی هستن و واقعا میتونه زمینه ی خیلی خوبی ایجاد کنه واسه کسایی که تازه میخوان موسیقی اصیل رو درک کنن
چون باعث میشه کسی که درکی از موسیقی ایرانی نداره، فقط لذت ببره و کنجکاو بشه و درباره بقیه انواع موسیقی تحقیق و جست و جو کنه.
احساس می کنم در حقیقت ماهایی از موسیقی درک چندانی نداریم باید از موسیقی تلفیقی یا اصیل لذت ببریم.
چون که کسی که آشنایی داشته باشه قطعا از زاویه دیگه ای به موسیقی گوش میده و تجزیه تحلیلش می کنه. ولی ما فقط لذت میبریم:>
ببخشید طولانی شد
-
دوست من، نظر من در مورد موسیقی تلفیقی دقیقا همینه. منظورم اینه که میشه از این سبک به عنوان راهی برای معرفی به بقیهی جامعه استفاده کرد و شاید حتی شروعش باشه و کسی بعد از شنیدن موسیقی تلفیقی بخواد در مورد موسیقی اصیل ما بدونه و بیاد به سمت این. دقیقا همون چیزی که خودت گفتی.
و همین که کم کم به موسیقی اصیل عادت کنه میتونه به اون درک برسه که ما قبل تر گفتیم. یعنی گوش باید عادت کنه. استاد پایور هم همین رو میگه.
خوشحالم که این نوع موسیقی رو میشنوی دوست من.
https://eitaa.com/phoenix3629/636
تو زمونه ای که همه چیز در حال تغییره این یکی مستثنا نیست
شاید این تغییر باعث تکامل این هنر بشه؟
-
همهی حرف ها در حد شاید میمونه دوست من. کسی نمیتونه جواب قطعی بگه. ولی به نظر میتونه بهترش کنه.
سامان صمیمی رو میشناسید. ازش زیاد صحبت کردیم.
توی یک مصاحبه میگه (از ویدئو بود و یه جورایی خلاصه کردم):
دخترم، باران هیچ کدوم از آهنگای منو گوش نمیداد. میگفت حوصله سر بره. هیچ کدوم از آلبوم های قدیمی و تکنوازی من رو گوش نمیداد، تا وقتی که با من بخوان رو با آقای قربانی اجرا کردیم.
با من بخوان همون موسیقی ایرانی بود، ولی با ساز ها و تم غربی. موسیقی تلفیقی بود. از اونجا کمط علاقه مند شد و اون سه تا ساز و آواز توی آلبوم رو گوش میداد. فکر کنم اولین آواز هایی بود که گوش میداد.
و الان، که تقریبا تمام کار ما توی این سبکه اون با علاقه تمام کنسرت ها رو نگاه میکنه. چند روز پیش دیدم داره لای سیدی های من میگرده. گفت میخواد ببینه بقیهی آواز های ما چطورین. میخوام بگم کاری که من در ۱۵ سال پدری کردن برای این بچه نتونستم انجام بدم با اینکه اون با صدای ساز ما بزرگ شده بود، حسام ناصری توی یک پروژهی سه ساله انجام داد.
نظر من اینه که موسیقی ما بسیار جالب تر از چیزیه که فقط عدهای کم بتونن درکش کنن و این موسیقی نیاز به تبلیغ شدن داره. و از طرفی جامعهی ما طوری نیست که بتونه با این نوع موسیقی ارتباط بگیره از نظر معنایی و محتوایی.
نظر من اینه که اگر سبک تلفیقی کار کنیم میتونیم حتی یک قشری رو جذب کنیم به سبک موسیقی اصیل و این هنر رو گسترش بدیم.
ولی از طرفی، همونطور که دوستمون گفت خیلی مهمه که حواسمون به اصل هنر باشه و این تلفیق ما رو از حفظ کردن ذات موسیقی اصیل دور کنه. و یک عیب دیگه هم اینه که گاهی این مردم پسند کردن هنر باعث ضعیف شدن اثر میشه.
پس فکر کنم بهترین روش همون میشه که دوستمون هم گفت، به جفت این موسیقی ها، هم اصیل هم تلفیقی، به یک اندازه بها داده بشه. یعنی هم موسیقی خودمون رو حفظ کنیم برای اون دسته از مخاطب ها که دنبالش هستن، هم موسیقی رو با تلفیق معرفی کنیم تا بخش بیشتری از جامعه رو باهاش آشنا کنیم.
در واقع این چیزی بود که من از مجموع این گفتگو ها به دست آوردم.
و خیلی خیلی خیلی ممنونم که نظراتتون رو به من گفتید.
آهنگ امشب خیلی خاصه. طوری که سعید نفیسی و روحالله خالقی در موردش یک نیم کتابی نوشتن حتی. و دارم سعی میکنم خلاصه کنم مطالب کل اون کتاب ها رو. ولی شاید زیاد بشه. گفتم که خودتون رو آماده کنید با یک کوه یادداشت احتمالی.
منظرهی یک باغ را در شب تصور کنید. حافظ روی سجاده ای دراز کشیده، شمعی بالای سرش میسوزد و کتابی روی رحل قرار دارد. شاعر سرگرم تخیلات خویش است. ناگاه دختری خوشاندام و سرمست، کیسو افشان از پشت درختان میآید و با موسیقی به ملایمت میرقصد، سر به گوش عاشق میگذارد و راز دل میگوید. آری، جلوهای میکند و دل حافظ را میرباید و ناپدید میشود. شاعر شوریده، از خیالات بیرون میآید، قلم به دست میگیرد و آنچه در عالم رویا دیده است مینگارد. بعد دوباره به رویا میرود و معشوقهاش رقص کنان فرا میرسد و دور شاعر میچرخد و جام بر لبش میگذارد و او را از عشق خود سرمست و شاداب مینماید و به ملایمت بیرون میرود. حافظ با وزش نسیم دوباره بر میخیزد و هر چه دیده مینگارد و با لحن همیشهاش به رندی خود اعتراف میکند و زاهد ریاکار را به تمسخر میگیرد. با ادای آخرین کلمات، حافظ به خواب راحتی فرو میرود و معشوقهاش رقص کنان می چرخد و بیرون میرود.
-توصیف روحالله خالقی از تابلوی موزیکال «نیمشب»
من نمیتوانم «نیمشب» را تشریح کنم، زیرا که قلم هر چه قادر باشد، در توصیف الحان موسیقی عاجز تر از همیشه خواهد بود. این لحن دل انگیز موسیقی آقای وزیری مجموعهای است از تمام احساساتی که بشر در کلیهی صنایع هنری به دنبال آن میگردد:
عاشق، صدای عشق خود را در آن میشنود. امیدوار، امیدهایش را در آن مییابد. غمگین، بهجت و خنده و سرور را در آن میبیند. اصلا کدام عقدهی غم است که با این موسیقی باز نشود؟ شعرا برای جلب توجه خوانندگان خود به تمام مناظر دلفریب و الحان روحافزا دست زدهاند؛ اما هرگز هیچکدام نتوانستهاند سرودی مانند نیمشب بسازند. چقدر خوشبخت است حافظ که اشعار او را در نیمشب میخوانند!
از همان مصرع اول ارواح شنوندگان در نزهتگاه ابدی وارد میشوند. شاعر از این توانا تر نمیشود، ولی کسی مثل آقای وزیری لازم است که به وسیلهی موسیقی، آنچه را که شاعر نمیتوانست بیان کند در مخیلهی شنوندگان رسم کند. من نمیتوانم بگویم این الحان بر شعر حافظ میافزایند، چون آنچه می افزایند یک سلسله احساسات است که با رقیق ترین الفاظ و نازک ترین معانی، پروراندن آن ممکن نیست.
ما در میان آهنگ گم میکنیم، خواب کجاست؟ حتی بیداری کجاست؟ از شنیدن این اشعار در موسیقی، عالمی تولید میشود که نه بیفکری و وارستگی خواب در آن است و نه غم های بیداری. عرفای ایران عمری خواستهاند آن را به ما بفهمانند و وزیری با یک قطعهی موسیقی انجامش داد.
راستی، حافظ چه خوب اسباب تنعم را انتخاب کرده و چه خوب آنها را در این شعر جمع کرده است. خندهی جام می و زلف گره گیر نگار، هزاران توبه را چون توبهی حافظ میشکنند. ولی اگر هر دوی اینها باشد و موسیقی وزیری نباشد، توبهی من نمیشکند. برای شکستن توبهی من لازم است تابلوی موزیکال نیمشب با اجرای ارکستر مدرسهی عالی موسیقی باشد.
-سعید نفیسی