امروز که داشتم میرفتم حوزهی امتحانی، بعد از مدتها عطری رو زدم که برای تولدم هدیه گرفته بود. یاد روزهایی افتادم که این عطر رو میزدم تا وقتی بغلم میکرد، بوش رو حس کند و بداند هنوز هم تنها عطری که میزنم، همان هدیهی اوست.
وای داشتم تو چنلای اعترافی تلگرام میگشتم و متوجه شدم چقدر بعد معنوی انسان داره روبه زوال میره. و شهوت بر وجود انسان غالب شده. چقدر چندش اور بود .
دمتر (Demeter) یکی از مهمترین الهههای اساطیر یونان باستان و از دوازده المپنشین بود. بیشتر به عنوان الههٔ کشاورزی، غلات، باروری زمین و چرخهٔ زندگی شناخته میشه
دمتر نماد
گندم و خوشههای غلات
حاصلخیزی و رشد گیاهان
نان و روزی مردم
چرخهٔ فصلها و طبیعت
عشق مادری هستش
معروفترین افسانه ای که دمتر باهاش شناخته میشه داستانش با دخترش، پرسفونه، یکی از مشهورترین داستانهای یونان است.طبق افسانه، هادس، خدای جهان مردگان، پرسفونه را میدوزده و به دنیای زیرزمین میبره.دمتر آنقدر از غم دخترش ناراحت میشا که دیگر اجازه نداد چیزی روی زمین رشد کند.
مزارع خشک شدند.
قحطی به وجود آمد.
در اخر زئوس تصمیم گرفت پرسفونه بخشی از سال نزد مادرش و بخشی از سال نزد هادس باشد.یونانیان باستان این داستان را توضیحی برای فصلها میدونستن وقتی پرسفونه پیش دمتر یعنی مادر هست بهار و تابستان میشه و زمین سرسبز وقتی نزد هادس میرود، دمتر غمگین میشع و پاییز و زمستان میاد
وای بالاخره😃نزدیک ۲۰۰۰ تا فایل و چرت و پرت از گوشیم پاک کردم که جا برای اپدیت اسکای باز بشه