eitaa logo
مونولوگ
206 دنبال‌کننده
419 عکس
298 ویدیو
1 فایل
نرگس مالمیر ارشد فیزیک. تئاتر حرفه ای، مسئول گروه اتفاق ورزش حرفه ای علاقمند به نوشتن. معلم به جمهوری اسلامی ایران گفته ام آری.❤ راه ارتباطی @Yakhadijatalgharra آدرس کانال "اتفاق" اولین گروه تئاتر بانوان فرهنگی استان قم.👇 https://eitaa.com/ettefagh
مشاهده در ایتا
دانلود
یه حسی دارم نمی‌دونم شما هم این شبا و این روزا تجربه‌اش کردید یا نه وقتی صحبت از تجمع و بودن کنار مردم میشه دلم قنج می‌ره ازین شب تا شب بعدی دلتنگ تجمعات میشم. انگاری که می‌خوام برم بین خواهر و برادرای خودم راستش این روزا این حس برادر بودن و خواهر بودن برام خیلی واقعی‌تر و ملموس‌تره به خاطر همینم هست که هر فرصتی برای کنار هم بودن رو مثل یه جور فرصت برای بودن کنار خانواده خودم می‌بینم https://eitaa.com/physicist_actor
رئیس جمهور حرفی زد اگرچه کلمات نامناسبی استقاده کرد ،ما و کشورهای همسایه می‌دونیم منطورش چی بود. ترامپ مثلا اومده موج سواری کنه و آتو بگیره.جوابش با نیروهای نظامی و مردم💪 https://eitaa.com/physicist_actor
هی تقویم رو نگاه میکنم.... سردر نمیارم. از نهم اسفند تا حالا به حساب من هزار روز شده...چرا روی تقویم یک هفته ست؟؟؟؟ https://eitaa.com/physicist_actor
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الان✅ زنبیل آباد مسجد چهارده معصوم خونه نمونی هم وطن💪 https://eitaa.com/physicist_actor
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاج حسین یکتا حاج مهدی سلحشور
📝نامه نوه آقای حداد عادل به عمه شهیدش (عروس شهید رهبر شهید) بسم‌الله برای «عمه جانم٬ عمه زهرا» امروز داغ تو روی قلبم سنگینی می کند و بغض راه گلویم را بسته است. حس می‌کنم برای ادای دین باید از یاد تو بگویم و بنویسم. از درس هایت، از سبک زندگیت؛ می‌دانم قطره ای از رودی است که چند روزی می‌شود به اقیانوس پیوسته. اما به مدد صاحب این روزها٬ امام حسن مجتبی برایت می‌نویسم. مرور سبک زندگی پربرکتت الگوی ماست؛ من باور دارم که هر معلمی که به شهادت می‌رسد٬ مصداق گندمی است که از بر خاک افتادنش کشتزاری می روید و چون آیه آخر سوره فتح گیاهی خواهد شد که جوانه های کوچکی از کنارش می روید و کم‌کم آن جوانه ها تبدیل به ساقه هایی ستبر و قوی می شوند. شخصیتت ابعاد مختلفی داشت‌. هم معلم و معاونی بودی که مدرسه بر محورت می‌چرخید، هم همسر و مادری که بیتی را پاسداری می کرد تا سرباز امام‌زمان تربیت کند. می‌گفتی حفظ برکت در یک خانه آداب‌دانی و حرمت نگهداشتن دارد؛ یادم هست یک بار برادرم خواست با پا گوشه سفره را مرتب کند که با مهربانی همیشگی ات یادآوری کردی که سفره حرمت دارد و باید آدابش را رعایت کرد. درباره اسراف خیلی حساس بودی. نان سنگک می خریدی و غذاهای نانی زیادی درست می‌کردی اما اگر کمی نان ها خشک یا بیات می‌شد زود غذایی مثل کلجوش درست می کردی تا استفاده شود؛ اگر باز هم خرده نانی می‌ماند آرد می‌کردی تا برای سوخاری از آن استفاده کنی. سفارش می کردی وقتی می‌روم خرید کیلویی میوه نخرم. همه چیز را دانه‌ای و به تعداد نیاز بخرم تا اسراف نشود. هنرمند بودی و خیاطی می کردی. روز عروسیم یادت هست؟ خودت رفتی گل خریدی و با دستان هنرمندت سفره و پرده عقدم را آماده کردی. هر نوزادی که در فامیل به دنیا می‌آمد برایش یک ساک کودک، بالشت یا چیز دیگری می‌دوختی و با اضافه پارچه‌ها هم یک پتو چهل‌تکه درست می‌کردی. دلم می‌خواهد روی بالشتی که برای پسرم ابوالفضل دوختی سر بگذارم و گریه کنم تا شاید آتش قلبم آرام بگیرد. می‌دانم که تو حالا در کنار بانوی الگو و هم نامت،حضرت زهرا هستی اما قلبم می سوزد از دروغ هایی که راحت به زبان‌ها می‌آمد و می‌رفت اما داغی ابدی به دل تو و عزیزانت شد. تو که حتی در وضعیت استراحت مطلق بارداری عروسک های سیسمونی فرزندت را خودت می‌دوختی اما می‌گفتند در انگلیس محمدباقرت را به دنیا آوردی و سیسمونیش را آنجا خریدی. تو با این حد از هنر و خلاقیت و ظرافت که هم‌نشین ایمان شده بود را چه نیازی به این داستان ها؟ شمایی که همیشه مدافع تولیدکننده ایرانی بودی؟ انگار همین دیروز بود که باهم به بازار رفتیم تا برای مدرسه خرید کنیم و بهانه و فرصتی باشد برای این که با شما درددل کنم. مرا بردی به مغازه‌ای و گفتی اگر جوراب خواستی اینجا جوراب های ایرانی خوبی دارد. مغازه دیگری برای شلوار ایرانی معرفی کردی و همین طور که داشتیم خرید می کردیم چشمم روی روسری ای مکث کرد و یک ماه بعد وقتی آن را به عنوان عیدی به من دادی فهمیدم چقدر به جزییات دقت میکنی و از چشمانم خوانده بودی که از آن خوشم آمده است. یادم نمی‌رود آن روز که باهم به راهپیمایی روز قدس رفته بودیم و هنگام برگشت جلوی میوه‌فروشی مکثی کردی . شب که شد دیدم بچه‌هایت کلی ذوق کرده‌اند؛ چون با وجود این که اواخر بهار بود گفتند ما میوه های نوبرانه نمی‌خریم اما حالا که تو مهمان ما هستی ، مامان برای بعد از افطار گوجه سبز و توت فرنگی برایت خریده . چه زیبا هوای همه‌مان را داشتی، چطور باورکنم از آن خانه‌ی ساده که هر وقت چیزی ناراحتمان می کرد به آن پناه می‌بردیم، چیزی نمانده؟ به کودکیم فکر می‌کنم که وقتی چهارشنبه مامان می‌خواست برود دانشگاه من را می‌آورد خانه شما. دلم برای این که با غذا و سس در بشقابم نقاشی بکشی تا غذایم را بخورم تنگ شده. حالا حتی شکلک همیشه خندان داخل بشقاب هم با من گریه می کند. این امواج دلتنگی مدام من را به ساحل خاطرات خانه نورانی شما می‌آورد. خانه ای که حتی تا همین اخیر مبل هم نداشت و بعد سال‌ها یک مبل راحتی ساده گرفتی تا وقتی مامان جون به خانه شما می‌آیند کمرشان درد نگیرد. کسی میان این همه دروغ باور می‌کند بی آلایشی و سبک زندگی دور از مصرف گرایی شما را؟ می‌گفتی نرگس به رفتارهای آدم ها نگاه نکن به این فکر کن چه علت هایی این رفتارها را به وجود آورده و من این روزها مدام از خودم می پرسم کدام علت شما را این طور به حرکت و تکاپو وا می‌داشت؟ چه طور سرچشمه جاذبه الهی شما را به خود جذب می کرد که این گونه در جوش و خروش به سمتش حرکت می کردی؟ اگر خدای نکرده والدین یکی از بچه های مدرسه فوت میشد تو خودت را می رساندی، مادری می کردی، می خندادی و به گریه می انداختی تا او در خود فرو نریزد، حال چه کسی به دل های یتیمانت تسلا خواهد داد؟ پ.ن:«نرگس» نوه آقای حدادعادل،نگارنده نامه هست. https://eitaa.com/physicist_actor
هدایت شده از اشاره
از لحظه اصابت چند مخزن سوخت تا اصابت به پالایشگاه حیفا تنها ۲۱ دقیقه زمان برد. این را کسی نوش جان کرد که مدعی نابودی توان آفندی موشکی است. @yakfiheleshareh
من نمیدانستم معنی هرگز را تو چرا بازنگشتی دیگر😭 https://eitaa.com/physicist_actor
لیلة القدر به توان۲ ضرر میکنی توخونه بمونی https://eitaa.com/physicist_actor/813
جمعه حدودا ساعت ۲:۳۰ ظهر بعداز نماز جمعه و راه‌پیمایی از کنار موکبشان گذشتیم.جوانکی پیازها را از داخل موکب مثل هنرپیشه ها باعشق خرد میکرد انگار همه ی دنیا را همین موکب میدید.....ساعت۹ که آمدیم عدسی محشرشان آماده بود. امشب که آمده ایم هنوز بوی گوگرد توی هواست و خادم موکب فریاد میزنذ:عدسی ...عدسی...این غذا زیر موشک بارون پخته شده. انقد میپزیم تا نابودی شونو جشن بگیریم😍 https://eitaa.com/physicist_actor/813