eitaa logo
مونولوگ
207 دنبال‌کننده
415 عکس
298 ویدیو
1 فایل
نرگس مالمیر ارشد فیزیک. تئاتر حرفه ای، مسئول گروه اتفاق ورزش حرفه ای علاقمند به نوشتن. معلم به جمهوری اسلامی ایران گفته ام آری.❤ راه ارتباطی @Yakhadijatalgharra آدرس کانال "اتفاق" اولین گروه تئاتر بانوان فرهنگی استان قم.👇 https://eitaa.com/ettefagh
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی‌در‌میان‌گریه‌می‌گوید: 《به خدا قسم که این زن،به زبان علی سخن می‌گوید》 و‌پاسخ‌می‌شنود: 《کدام زن؟ولله که این خود علی‌ست. این صلابت،این بلاغت، این لحن، این خطاب، این عرصه،این عتاب، ملک طلق علی است .》 قیامتی‌به‌پا‌کرده‌ای‌زینب! اینجا‌کوفه‌نیست.صحرای‌محشر‌است. (برشی از کتاب آفتاب در حجاب)
با‌تمام‌غیرت‌مرتضوی‌ات‌فریاد‌می‌کشی: _هیچ‌کس‌ دست به زنان و کودکان نمی‌زند! خودم همه را سوار می‌کنم . همه‌وحشت‌زده‌پا‌پس‌می‌کشند . . . (برشی از کتاب آفتاب در حجاب)
سیده‌زینب‌سلام‌الله‌علیها تو‌کوه‌نیستی‌که، کوه‌شاگرد‌کودن‌و‌مانده‌و‌در‌جازده‌ی‌مکتب‌ توست . (برشی از کتاب آفتاب در حجاب)
رهبری معظم در پیام روز پرستار،بازهم اشاره ای به معلمان داشتند....
حسین ستودهenc_17548642273154801596323.mp3
زمان: حجم: 3.1M
هفته مونو با خداوندگار کرامت بسازیم
دیشب خواب دیدم اتم زدن. خوابم دقیقاً شبیه یکی از سکانسای فیلم اینتراستلار بود،اونجا که رفتن توی اون سیارهه که آب بود و یه دفعه‌ یه موج خیلی بزرگ اومد رو سرشون فرار کردن، یکیشون جا موند. تو خوابم آسمونو نگاه کردم دیدم یه موج خیلی بزرگ از آوار داره میاد رو سرم.عین اینتراستلار. بعد با خودم گفتم من که دیگه الان دارم میرم، تو چه حالتی برم قشنگ‌تره ؟ کمی فکر کردم گفتم تو حالت سجده شهید بشم خیلی باحاله☺️ . بعد به حالت سجده قرار گرفتم و داشتم ذکر می‌گفتم،احساسم می‌کردم آوار داره بهم نزدیک‌تر می‌شه.... یهو یاد علوم پنجم افتادم. 😫 درس فسیل. گفتم آیندگان چقدر باید بکنن تا به فسیل من برسن😁 ولی عمراً یه فسیل در حال سجده پیدا شده باشه تا حالا . حتماً مورد خوبی برای مطالعه خواهم بود. 👌 هیچی دیگه یه بارم اومدیم خواب شهادت ببینیم اینجوری تموم شد. اصلاً حس شهادت کلاً پرید. https://eitaa.com/physicist_actor
هدایت شده از اتفاق
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طوفان در غرب کشور☺️ چهار اجرا در تویسرکان https://eitaa.com/ettefagh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اینکه شهید افسانه عقیلا رو جلوی پسرش شهید کردن خیلی آزارم میده💔😔 ‌ تو تاریخ بنویسید شهید افسانه عقیلا درحالی با چهل گلوله جلوی چشم پسر هفت ساله‌اش شهید شد که لوازم التحریری که برای بچه‌های کم بضاعت تهیه کرده بود هنوز روی صندلی عقب ماشینش بود! ‌ همسر شهیده عقیلا از ماموران نیروی انتظامی بودن. همون روز به یکی از مقرهای پلیس حمله تروریستی میشه. شهیده عقیلا نگران همسر بودن که برای حال رفیق مجروحشون در بیمارستان حضور داشتن. ایشون میرن بیمارستان که مطمئن شن همسرشون زنده‌اند که تو راه بازگشت خودشون شهید میشن. ‌‌ میدونی درد کجاست؟ خون از دماغ یه دختر سلطنت‌طلب بی‌حجاب بیاد به بیست و چهارساعت نرسیده تمام رسانه‌ها پر میشه حالا چهار روزه یکی از بهترین زنان قومِ ما به غیرانسانی‌ترین شکل جلوی چشم فرزندش شهید شده و حتی خبرش بین خودِ مذهبی‌ها خیلی پخش نشده و بی‌اطلاعیم! سلطنت‌طلب از دروغ‌ها و توهماتش "ماجرایی" برای روایت می‌سازه اما ما برای جنایات وحشیانه واقعی ساکتیم. ‌
«یعنی منم دچار اشتباه محاسباتی بودم؟» این جمله‌ای بود که بعد از زنگ انشا مدام با خودم می‌گفتم. به بچه‌ها گفته بودم با این موضوع انشا بنویسند: حال و هوای خانه ما وقتی خبر شهادت رهبر را شنیدیم.... _حتی برادر ۱۷ ساله ام که تا آن روز اشک‌هایش را ندیده بودم، برای رهبر گریست. _وقتی بیدار شدم مادرم را دیدم با چشم‌های ورم کرده.... خبر شهادت رهبر را او به من داد. _معلم عزیزم و دوستانم آن روز حال مادرم خیلی خراب شد او را به بیمارستان بردیم و برایش سرم زدیم. _مادر و مادربزرگم بلند گریه می‌کردند و من یک گوشه ی اتاق آرام اشک می‌ریختم و به رهبر قول می‌دادم که فرزند خوبی برایش باشد. _ از آن روز حتی یک شب نشده که به تجمعات نرویم. این ها جملاتی بود که در انشا ی بچه‌ها می‌شنیدم. من با خانواده‌ها آشنا هستم، می‌دانم که خیلی از بچه‌ها در خانه ماهواره دارند. اوضاع حجاب و آرایش مادرانشان را بارها در جلسات دیده ام. تک تک انشاها و جملات بچه‌ها شوکه ام کرد. روز خاصی شد. همیشه سر کلاس سعی کرده بودم بغضم را کنترل کنم، حتی مواقعی که در مورد حضرات معصومین صحبت می‌کردم. اما آن روز حال عجیب بچه ها باعث شد، بغض خودم هم ترکید. اما قطعا مهم‌ترین اتفاق‌، برهم خوردن محاسبات غلط ذهنیم بود. مردم ایران بهترین مردم عالمند‌.✅ https://eitaa.com/physicist_actor
هدایت شده از اتفاق
💥یکی از سخت‌ترین کارها اینه که برنامه‌ای داشته باشیم و بخوایم نوجوان‌ها رو راضی کنیم.😤 چون در فضای مجازی جدیدترین و جذاب‌ترین محتواها به دستشون می‌رسه. بسیار سخت پسندن و به راحتی نسبت به برنامه ای ابراز رضایت نمی‌کن. از قضا دو اجرای اول ما در شهرستان تویسرکان برای همچین مخاطبینی بود.🤕 بریم یکی از گزارش‌ها رو ببینیم👇