حالا شیشه های خونه رو نشون کردم.
یه ترانه ی کوفتی نمیدونم مال دهه ی چنده و تو کدوم تاکسی شنیدم😁یه مصرعش میگه:" تا حالا شده بخوای با سر بری توی شیشه؟"
شیشه های خونه رو نشون کردم;
که اگه ثابتی یا رسایی توییت کردن :" این ۱۳ میلیون نفر، رای به برنامه و اصول دادند و باید تا دوره ی بعدی حفظش کنیم و بعد بیشترش کنیم و ان شاءالله دولت بعدی...."
یک راست سرمو بکوبم وسط یکی از همین شیشه ها.
والا.... چقد خویشتن داری؟😁
#مونولوگ
#جلیلی
#پزشکیان
https://eitaa.com/physicist_actor
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺تمام آب میان بافتی سلول های بدنم تبدیل به شراب.... نه! بالاتر، تبدیل به چای عراقی می شود وقتی " ریح الدموع " محمد الجنامی را می شنوم.
یک سال به عشق محرم، گاه و بیگاه توی خانه با پسرم این مداحی را دم گرفتیم.
اما اصل وقتش الان است.
سر صبر گوش کنید.
التماس دعا
#مونولوگ
#محرم
#محمد_الجنامی
https://eitaa.com/physicist_actor
🔴همیشه بحث علمی جواب نمی دهد.
منکرین "روح" باید بچه سقط کنند تا ایمان بیاورند.
بله درست خواندید، تعجب نکنید.
من تجربه ی سقط در سنی که جنین هنوز "روح" ندارد و جنین در شش ماهگی را دارم. خیلی متفاوت است. و تمام این تفاوت از یک چیز نشئت میگیرد:
" روح"
از دست دادن جنین در ماه های بالاتر زنان را مصیبت زده میکند. منکر روح اگر در این حال قرار بگیرد حتما از نظرش برمی گردد.و چون سرچشمه ی روح از خداوندست،" نفخت فیه من روحی"، سقط جنین یک دوره خداشناسی ست برای او، گذشته از باور "روح".
🔴مادر لحظه لحظه تلاش کرده برای حفظ فرزندش اما
امان از لحظه ای که خداوند بخواهد با اسم" ممیت الاحیاء " جلوه کند و جنینی سقط شود. هیچ چیز جلودار این تجلی نیست.
هرچند که همه ی وجود مادر، عزم و اراده است برای نگه داشتن جنین، اما "ممیت الاحیا" ست که حکم می کند بر قبض روح و تو تازه می فهمی که فقر محضی در مقابل این قدرت مطلق.
و عمیییق درک می کنی این حقیقت را:"عرفت الله بفسخ العزائم، خدارا با برهم خوردن عزم ها شناختم. "
عزم و اراده ی مادر فسخ می شود تا "الله❤️" در اسم "ممیت الاحیا" جلوه کند.
و فقط یک راه برای مادر می ماند: تسلیم و رضا.
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
کلاس دوم بود.
در مورد جدول ارزش مکانی اعداد، زیاد باهم صحبت می کردیم.
علاقمند بود به مراتب بالاتر از میلیون و میلیارد.
کچلمان کرد بس که گفت اگر یازده تا صفر جلوی یک باشد اسمش چه می شود؟هجده تا چه؟
فکرش را بکنید این سوال را ازیک فیزیک خوانده می کرد که حتی به جای "صد" علاقمند است بگوید "ده به توان دو".
توی همین روز های آموزش اعداد سرماخوردـ باید توی خانه می ماند.بنا کرد به غر زدن:
وای چقد زندگی تلخ شده مامان.
چه دنیای چرت و پرتی.
چرا همه ش بد می گذرد.
دلم می خواهد بروم مدرسه پیش رفیق هایم.
اووووف تا توانست غر زد.
یک دفتر چهل برگ برداشتم و توی صفحه ی اولش حدود صدتا چوب خط کشیدم، رفتم صفحه ی دوم بازهم کشیدم
بچه متعجب شده بود ، پرسید مامان چیکار می کنی؟
گفتم هنوز تمام نشده، تعداد روزهای زندگیش را با ماشین حساب برایش حساب کردم، از بزرگی مرتبه ی عدد سر ذوق آمد، گفت خب این خط ها چیست؟ گفتم هر خط، یک روز توست.
نامردی نکردم و تا حدود سی صفحه چوب خط کشیدم....
بعد برگشتم از اول دفتر در هر صفحه، چندتایی از چوب خط ها را قرمز کردم، گفتم: پسرم این ها روزای تلخ زندگی توست که مریض بودی. بقیه همه اش شادی و بازی ست.
چرا می گویی همه اش بد می گذرد؟
دفتر را حسابی وارسی کرد و گفت: "راست می گویی مامان".
حالا این روزها، خود آدم بزرگم نیاز دارم یکی دفتر روزهای زندگیم را به رخم بکشد، شاید دست از جزع و فزع بردارم.
آخخخخ چه ناسپاس است انسان، انّ الانسانَ لِربِّه لَکنود.
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
مگر که غنچه چقدر آب می نوشد؟
که بسته اند بر او راه دریا را
#یا_علی_اصغر
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
در پیش تو عشق مشق غیرت می کرد
غیرت به شجاعتت حسادت می کرد
آن روز خدا به کربلا آمده بود
با دست بریده ی تو بیعت میکرد
از کتاب "شین" رباعیات عاشورایی "جلیل صفربیگی"
#تاسوعا
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
بیتی ست فقط قصیده ی عشق و وفا
دستان تو هر دو مصرع این بیت اند
کتاب" شین" جلیل صفر بیگی
بقیه رباعیات ایشون رو هم فرصت کردید مطالعه کنید،کتاب های:
کم کم کلمه می شوم
انجیل به روایت جلیل
نت های تنهایی
شیر و خورشید
ربایی
......
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
#عاشورا
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
وای از آن ساعتی
که با تن چاک چاک
نهادی ای تشنه لب
صورت خود را به خاک
#وای_حسین
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
در 'یادداشت های یک دیوانه' ،نیکلای گوگول میگه:
"کدام اندوه است که گذشت زمان تسلی اش ندهد؟ کدام احساس از مبارزه ی نابرابر با گذشت زمان جان به در می برد؟"
با احترام و ارادت خدمت پدر معنوی امثال داستایوفسکی و سایر بزرگان روس تبار عرصه ی داستان... باید عرض کنم اگر سری میزدی به مراسم عزای حسین( علیه السلام ) تئوری هات عوض می شد جناب نویسنده.
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor