eitaa logo
مونولوگ
206 دنبال‌کننده
415 عکس
298 ویدیو
1 فایل
نرگس مالمیر ارشد فیزیک. تئاتر حرفه ای، مسئول گروه اتفاق ورزش حرفه ای علاقمند به نوشتن. معلم به جمهوری اسلامی ایران گفته ام آری.❤ راه ارتباطی @Yakhadijatalgharra آدرس کانال "اتفاق" اولین گروه تئاتر بانوان فرهنگی استان قم.👇 https://eitaa.com/ettefagh
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستان و اطرافیانم همیشه از نظر فرهنگی در قله ی هرم فرهنگ بودند.و هیچ وقت با سلیقه ی آدم های کف جامعه در باب " موسیقی" آشنا نبودم. تا اینکه چندسال پیش به اجبار دوسه شب را با همین افراد به اصطلاح کف جامعه هم زیستی داشتم. کی و کجایش بماند.... فقط متوجه شدم که جمعیت عوام، فیلتر خاصی برای گزینش " موسیقی" که گوش می دهند، ندارند. بعضا هر "محصول جدیدی" را به صرف "جدید" بودن و تنوع، گوش میدهند. امشب دیدم در جواب به فلان خواننده ی کذا که کلیپ مستهجنی را منتشر کرده، برو بچ رپ خوان_ که مثل آدمی زاد می خوانند و نه مثل بهائم_کلیپ هایی منتشر کرده اند. خدا میداند،امشب و در ماه رمضان، برای اولین بار در عمرم به یک رپر غبطه خوردم و مرتب میگفتم: قبول باشد.. قبول باشد. https://eitaa.com/physicist_actor
💢یکی از بچه های آتش پاره ی کلاس اذیتش کرده بود، اعتنا نکرد، دوباره روی کاغذ برایش ناسزا نوشته بود و گذاشته بود روی میزش. باز او اعتنا نکرد، 💢ذوزنقه را که درس دادم، یک سوال از سطوح ترکیبی دادم، گفتم هرکس جواب بدهد امتیاز ویژه دارد. زودتر از همه جواب را نوشت و نشانم داد، گفت: خانم! فلانی روی همین کاغذ برایم فحش نوشته بود، جوابش را ندادم اما حالا روی همان کاغذ جواب رانوشتم و امتیاز گرفتم.💪 https://eitaa.com/physicist_actor
هدایت شده از اتفاق
24.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا پانزده روز قبل و پانزده روز بعد میلادش را ولیمه داده، آخر میلاد کریم است.😍 🎞https://eitaa.com/ettefagh
دیروز بعداز مدرسه خودم، به مدرسه دیگری رفتم، کاری داشتم. از قضا موقعی رسیدم که بچه ها سر صف بودند. معاون آموزشی شان روی سکو ایستاده بود و فسقلی ها را نظم میداد. یواشکی توی گوشش گفتم: "روی هم ۱۰۰ کیلو نمیشن اما شما مجبوری امروزم به خاطر اینا توی مدرسه باشی." اولش خندید بعد گفت: دعا کن ریشه ی اتباع خشک بشود.ماخیلی اتباع داریم. گفتم چرا؟ توی مدرسه اتفاقی افتاده؟ گفت: نه! توی اینترنت در کانالی خواندم که یکی از اتباع..........(قصه ی قتل تعریف کرد) گفتم: نگو... من چند نفر دارم ماهن!!! گفت: هموناهم بووووق(سانسور از من است) دلخور شدم، چهره ی چند نفر اتباع نازنین کلاسم ردیف شد جلوی چشمم. برگشتنی خرید داشتم، کمی پیاده گز کردم، خسته شدم روی صندلی های ایستگاه تاکسی نشستم. باخودم گفتم خیلی پیاده روی کردم ها. اصلا ببینم کجا هستم. سرچرخاندم که اسم کوچه را بخوانم، آفتاب مستقیم میخورد توی چشمم. وسط تابلوی عنوان کوچه، اسم و تصویر یک شهید اتباع میدرخشید. سال شهادت ۹۲ مدافع حرم بود! https://eitaa.com/ettefagh
هدایت شده از اتفاق
و ما اگرچه مسافریم و داریم خستگی در میکنیم اما پسرم کتاب جدیدی برای خواندن ندارد، دارم میروم کتاب فروشی.با خاطر آسوده، آخر، دُنگَ م را همین دیشب حزب الله در درگیری با الجولانی در مرز سوریه داد. دنگ م را یمن دارد میدهدجلوی موشکهای آمریکا. دنگ م را حماس دیشب داد در درگیری دوباره با اسراییل. الان که مدارس تعطیل است و نمیتوانیم با بچه ها صحبت کنیم، مدارس تعطیل است و اجرای تئاتر نداریم تا حداقل در جبهه ی فرهنگی کاری کنیم و دقایقی اوضاع ملتهب دنیارا برای بچه ها شرح دهیم.... احساس خفگی می کنم و تنها یک دستاویز راه تنفسم را باز میکند، خواندن فتح و توسل و دعای ۱۴ م صحیفه. 🎞https://eitaa.com/ettefagh
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایشون از نظر محتوا در مداحی در یک لیگ دیگه هستن😍 https://eitaa.com/ettefagh
مکبر خوش صدا، کت شلوار پلوخوری عیدش را پوشیده بود و روز عیدی پشت تریبون نماز جمعه ایستاده بود. " قد قامت الصلوه"را خیلی زیبا و آهنگین خواند و من دلم رفت برای شنیدن سوره جمعه ی امام جمعه ی محترم. امام جمعه قامت بست. ماهم. اما میکروفن امام جمعه قطع بود صدای قرآئت ایشان شنیده نمیشد، مکبر همان جور شق و رق ایستاده بود که نوبتش شود بگوید" قنوت قنوت" و مانع از رکوع رفتن نمازگزاران در رکعت اول نماز جمعه شود. و من آنقدرها آدم حسابی نیستم که خودم آیات سوره ی جمعه را یکی یکی تصور کنم و در آن سکوت نسبتا طولانی، حضور قلب داشته باشم، خیلی سعی کردم، اما همزمان از دست مکبر حرص میخوردم: "خب باباجان کمی منعطف باش، این میکروفن را جلو امام جمعه بگیر، چند ثانیه مانده به قنوت جابجایش کن که ذکرت را به موقع بگویی." بعداز نماز به این فکر میکردم که اگر این اتفاق در صحنه ی تئاتر افتاده بود حتما بازیگر نقش مکبر را به دلیل "خشک شدن در میزانسن و نداشتن خلاقیت" توبیخ میکردم. و تئاتر حقیقتا ابزار قدرتمندی ست برای رساندن بازیگران به "قوه ی تشخیص" و "انعطاف در لحظه" . خاصه تئاتری که ما اجرا میکنیم، هر اجرا در یک سالن! هر اجرا اقتضائات جدیییییییید!!(تعداد (ی) ها را بچه های اتفاق به خوبی درک میکنند!!!) هر اجرا ظهور شگفتانه های جدید. اجرا با اعمال شاقه. 🎞https://eitaa.com/ettefagh
🛑عزیزانم توجه کنید: همگی بنده رو میشناسید تک خور نیستم، یک رزق گوارا در امشب خواندن دعای "مکارم الاخلاق" هست که علامه ی مجلسی هم توصیه کردند. اگر یک خط رو بخونید نمی تونید ادامه ش ندید. اگر وقت داریم، هر مقدار برامون مقدور هست بخونیم.🛑