eitaa logo
پیاده
48 دنبال‌کننده
50 عکس
8 ویدیو
1 فایل
دیوار زیاد هست، تو پنجره باش! رو به زیبایی... شاعر، نویسنده و معلم
مشاهده در ایتا
دانلود
گیر کرده‌ست غزل لای دلم قافیه نیست کجا در بروم؟... 😁 ؟
یا قافیه کو که به دادم برسد؟؟!
شب و خوابی که با ما قهر کرده شب و روز و سحر را زهر کرده
رسید شعر به بن بست واژه های عجیب و ریخت شاعر مجنون ز قیمه ها در ماست!
چرا به راه غریب شما نهادم پای چه شد رفیق تو و مولوی شدم حافظ؟
درونم بلبلی می‌جوشد و گل واژه می سازد و شاید هم خروسی بی‌محل گم کرده ساعت را! 😃
بنوشان یارا، از آن می ما را که در جمع مشتاقان، تو کردی حاشا پ.ن: اصل مصرع دوم: که در جان مشتاقان شرار اندازد
بله، من فلسفه‌ی زندگی رو تو غله برون گرمسیر فهمیدم. با نفس نفس زدن بازیارها، با قطره های عرق بابام که رو خاک گرم میریخت. مزه‌ش رو هم همون جا فهمیدم. وقت خوردن خیار و گوجه، با دوغ محلی، توگرمای اردیبهشت. زیر درخت کنار. تو فلسفه رو کجا خوندی؟؟
در کوه زاده شد و به شهر پناه برد به دفتر سیمی چهل برگ توی اتاقِ شاعری، با کاغذهای مچاله چه خاک بر سر بود شعر من
نیمه شعبان گذشت و نیمه‌ی راهی هنوز آه ای شعری که در دل داشتم کی میرسی؟!
کفتری دیدم که پر می‌شست آدمی دیدم که دل می‌بست پنجره، چند روزی مانده به تحویل سال گرد و خاک را دیگر تحویل نگرفت... پ.ن: چه مرگش شده شاعر نمی‌تمرگه شاعر با خودممااااا☝️ شاید