بله، من فلسفهی زندگی رو تو غله برون گرمسیر فهمیدم. با نفس نفس زدن بازیارها، با قطره های عرق بابام که رو خاک گرم میریخت. مزهش رو هم همون جا فهمیدم. وقت خوردن خیار و گوجه، با دوغ محلی، توگرمای اردیبهشت. زیر درخت کنار. تو فلسفه رو کجا خوندی؟؟
#پیاده #مونولوگ