eitaa logo
اردوگاه دورگه ها شعبه سوگورو🇮🇷
150 دنبال‌کننده
775 عکس
107 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  ᥎‌ᥱ‌ᥣ‌m‌᥆‌ᥙ‌r‌ᥒ‌‌
132.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هی چالش داریمم شما به عنوان یه موزیسین در سال ۱۷۷۱ کار میکردین و موسیقی شما همه رو به وجد میاوردن پیویم نقطه بدید و تو دیلی عضو باشید تا °بگم که چه سازی رو مینواختین °بین مردم به چه لقبی مشهور بودین °یه آهنگ رو به عنوان قطعه ای موسیقی که درست کردین بهتون تقدیم کن @Velmourn2 | ID:@silsia
اهم اهم به مناسبت اینکه اعضای کشتی از فقط خودم به چهارصد نفر تبدیل شدم تقدیمی داریم! -این تقدیم هم برای خدمه کشتی هست هم برای صاحبان کشتی⛵️🌊 -صاحبان کشتی لطف کنن و این پیام رو به دکل کشتیشون متصل کنن(فوروارد کنید )📜⚓️ -و نام و نشانیشون رو به کابین خلبان ارسال کنن 🗺📨 -و منتظر دریافت یک کشتی یا یک استایل یا… باشن + گنجی که در آخر این مسیر پیدا میکنند ناشناس توی بیو هست (به دایگو ارسال کنید فقط) ظرفیت : ۲۰ کشتی و خدمه)
خیلی خوشحال می شدم اگر همونقدری که من واسه بقیه چیز میفرستم و پیام میدم خودمم پیام دریافت می کردم ولی همیشه تهش ۴_۵ تا پیامه🤣 * پیوی بنده خدا ها رو می ترکونم *
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
https://eitaa.com/station34/780 یعنی انار دوست نداریییییییی؟؟؟ انار یعنی زندگیییی ______________ یا حضرت حجت عالی بودددد 😂😂🤣🤣🤣🤣 فکر کردم آدمه واقعا 😂😂🤣🤣🤣❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥
یه گردنبند پیدا میکنی که یه قطره از آب شفا بخش رو داره و میتونی یه نفر رو از مرگ حتمی نجات بدی! (میخواستم بگم خودکاری که به شمشیر تبدیل میشه بگم ولی گفتم بیخیال..) از طرف:@dragonbook برای: https://eitaa.com/joinchat/355140877C544dc1b259
هدایت شده از شماره "۱"
نورش خموش شد پس رها کرد هر آنچه را داشت. از میان آوای حزن‌انگیزِ ناقوس های کلیسا، از میان سردیِ درون شب تارک که ژرفایش اندازه عمق وجود انسان زیاد بود، پسری با تاریکی‌ای که با آسمان شب بدون ماه برابری می‌کرد، می‌گریست. از اشک وی بر روی خاک، دانه‌‌ای که قبل‌ها زن بی نوایی آنجا انداخته بود، درختی رشد کرد و بزرگ شد. پس از آن بود که جهان فانیان به جهان مردگانِ خوش سرشت، متصل شد و پسر ردای سیاهی برتن کرد و به دنبال از دست رفته‌اش رفت. از اندوهِ درونِ تاریکی، زندگی رویید و پسرِ بازمانده، انگیزه یافت. افسانه‌ها می‌گویند هنوز هم که هنوز است پسری با ردای سیاهش وجب به وجبِ جهان مردگان را می‌گردد تا گم‌گشته‌ای را بیاید...)