هدایت شده از ᥎ᥱᥣm᥆ᥙrᥒ
132.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هی چالش داریمم
شما به عنوان یه موزیسین در سال ۱۷۷۱ کار میکردین و موسیقی شما همه رو به وجد میاوردن
پیویم نقطه بدید و تو دیلی عضو باشید تا
°بگم که چه سازی رو مینواختین
°بین مردم به چه لقبی مشهور بودین
°یه آهنگ رو به عنوان قطعه ای موسیقی که درست کردین بهتون تقدیم کن
@Velmourn2 | ID:@silsia
هدایت شده از اژدها سواران کتابخوان🏴
اهم اهم به مناسبت اینکه اعضای کشتی از فقط خودم به چهارصد نفر تبدیل شدم تقدیمی داریم!
-این تقدیم هم برای خدمه کشتی هست هم برای صاحبان کشتی⛵️🌊
-صاحبان کشتی لطف کنن و این پیام رو به دکل کشتیشون متصل کنن(فوروارد کنید )📜⚓️
-و نام و نشانیشون رو به کابین خلبان ارسال کنن 🗺📨
-و منتظر دریافت یک کشتی یا یک استایل یا… باشن + گنجی که در آخر این مسیر پیدا میکنند
ناشناس توی بیو هست
(به دایگو ارسال کنید فقط)
ظرفیت : ۲۰ کشتی و خدمه)
خیلی خوشحال می شدم اگر همونقدری که من واسه بقیه چیز میفرستم و پیام میدم خودمم پیام دریافت می کردم ولی همیشه تهش ۴_۵ تا پیامه🤣
* پیوی بنده خدا ها رو می ترکونم *
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
https://eitaa.com/station34/780
یعنی انار دوست نداریییییییی؟؟؟
انار یعنی زندگیییی
#کرم_کتاب
______________
یا حضرت حجت
عالی بودددد 😂😂🤣🤣🤣🤣
فکر کردم آدمه واقعا
😂😂🤣🤣🤣❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
هدایت شده از اژدها سواران کتابخوان🏴
یه گردنبند پیدا میکنی که یه قطره از آب شفا بخش رو داره و میتونی یه نفر رو از مرگ حتمی نجات بدی! (میخواستم بگم خودکاری که به شمشیر تبدیل میشه بگم ولی گفتم بیخیال..)
از طرف:@dragonbook
برای:
https://eitaa.com/joinchat/355140877C544dc1b259
اردوگاه دورگه ها شعبه سوگورو🇮🇷
یه گردنبند پیدا میکنی که یه قطره از آب شفا بخش رو داره و میتونی یه نفر رو از مرگ حتمی نجات بدی! (میخ
واو ممنون سیلوانا💞
امیدوارم هیچوقت نیازمون نشه😔
ʟᴜᴅᴏᴠɪᴄᴏ ᴇɪɴᴀᴜᴅɪ-ꜱʟʏᴛʜᴇʀᴀᴀɴ6_144200951228979656.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
°ساز موسیقی: پیانو
°لقب: Golden hand
هدایت شده از شماره "۱"
نورش خموش شد پس رها کرد هر آنچه را داشت.
از میان آوای حزنانگیزِ ناقوس های کلیسا، از میان سردیِ درون شب تارک که ژرفایش اندازه عمق وجود انسان زیاد بود، پسری با تاریکیای که با آسمان شب بدون ماه برابری میکرد، میگریست.
از اشک وی بر روی خاک، دانهای که قبلها زن بی نوایی آنجا انداخته بود، درختی رشد کرد و بزرگ شد.
پس از آن بود که جهان فانیان به جهان مردگانِ خوش سرشت، متصل شد و پسر ردای سیاهی برتن کرد و به دنبال از دست رفتهاش رفت.
از اندوهِ درونِ تاریکی، زندگی رویید و پسرِ بازمانده، انگیزه یافت.
افسانهها میگویند هنوز هم که هنوز است پسری با ردای سیاهش وجب به وجبِ جهان مردگان را میگردد تا گمگشتهای را بیاید...)