گاهي خستم
کم میارم
ناامیدم
زنگی برام سخت میشه!
میشه یک راهی تنگ و تاریک
اما بازم راهه
تاریکه اما جاده ش خراب نشده
من نباید جا بزنم
نباید غر بزنم
بسه وابستگی به بقیه...
باید رو پاهای خودم وایستم!
حتی اگه جوری تاریک باشه که نشه قدم برداشت نور امید هست
نور صبر، خودباوری، تحمل
اینا همه باعث میشن قدم به قدم جلو برم
فقط باید قوی باشیم
استوار باشیم دختر
میدونم از پسش بر میایم🌀
#انرژی_مثبت
اهمیتِ بیش از حد به حرف مردم، میتونه زندگی آدم رو نابود کنه… 😢
و این فقط یه جملهای نیست که از جایی شنیده باشم؛ من اینو تجربه کردم. 🥺
فهمیدم هرچقدر بیشتر به حرف مردم اهمیت بدی، کمکم هر چیزی که دربارهات میگن رو باور میکنی؛ چه درست باشه، چه کاملاً اشتباه.
آرومآروم شروع میکنی به بد دیدن خودت؛ فکر میکنی از سر تا پا پر از عیب و ایرادی، اشتباهاتی که شاید حتی واقعیت نداشته باشن. فقط چون دیگران دربارهات اینطور حرف زدن.
اما واقعیت اینه که خیلیها از روی حسادت حرف میزنن، بعضیها به خاطر ذات و رفتار خودشون، و بعضیها هم بدون اینکه واقعاً چیزی بدونن، ناآگاهانه قضاوت میکنن.
از همه اینها گذشته، یه حقیقت رو باید قبول کنیم:
ما هرجوری که باشیم، بالاخره یه عده دربارهمون حرف میزنن.
انتقاد میکنن، قضاوت میکنن و پشت سرمون حرف درمیارن.
پس در نهایت این خود ماییم که انتخاب میکنیم حرفهاشون چقدر روی زندگیمون اثر بذاره.
اگه از کنار بعضی حرفها ساده بگذریم، کمکم فراموش میشن و آسیبی به حال و زندگیمون نمیزنن.
اما اگه هر حرفی رو جدی بگیریم، یه روز میرسه که حتی وقتی میخوایم بیتوجه باشیم، دیگه نمیتونیم…
مثلاً ممکنه اتفاقی بیفته که اصلاً تقصیر تو نبوده، اما دیگران بدون اینکه از ماجرا خبر داشته باشن، بگن تقصیر تو بوده.
اگر عادت کرده باشی حرف مردم رو باور کنی، ممکنه همون حرف رو هم باور کنی و حتی خودت رو بابت چیزی که انجام ندادی سرزنش کنی.
برای من هم همین اتفاق افتاد.
الان دیگه نمیتونم کاملاً نسبت به حرف مردم بیتفاوت باشم. شاید با گذشت زمان عاقلتر شده باشم و کمتر تحت تأثیرشون قرار بگیرم، اما بعضی از حرفها زخمهایی روی من گذاشتن که هنوز هم باهامن.
شاید بعضی زخمها هیچوقت کاملاً محو نشن…
اما میشه یاد گرفت که دیگه اجازه ندیم حرف دیگران، ارزشمون رو تعیین کنه.
#صوحبت_کنیمم