بعد کم کم خیمه بزرگ تر میشه و تبدیل میشه به حسینه به چه بزرگی ، خیلی بزرگ بچهها انقدر بزرگ که این سرش وایسی اون سرش دیده نمیشه .
کم کم این هیئت میشه مخصوص تمام عربهای عراقی و ایرانی و جنوبی که ساکن مشهد بودن و هستن . البته آدمای رندوم هم میرن .
و تا جایی که اطلاع دارم تمام مراسماتشون عربیه . یعنی از روضه و سخنرانی و مقتل خوانی و مداحی و سینه زنی و قمه زنی و همههه چیز بگیر همه چیزش عربیه ، و فوقالعادست بچهها .
حالا قضیه قیمه چیه ؟
چهار شب تاسوعا و عاشورا و شام غریبان و شب اربعین شام هیئت قیمه علاچیه و انقدرررر این سه شب شلوغ میشه (البته که تمام شبا انقدر شلوغه مجبور میشن درارو ببندن) که اکثرا تا آخرای مراسم مشغول پخت غذان یه وقت کم نیاد .
و من از بچگی ، از زمانی که حافظم یاری میکنه یادم بیاد ، از اولین محرم زندگیم ، همیشه این چهار شبو مردای خانواده برای خانومای خانواده ، با مُهرِ انا خادم اباعبداالله الحسینِ حک شده روی طَبَق های مخصوص حسینیه ، ظرف قیمه میاوردن .
انگار یه جور رسم خانوادگیه برامون که امسال شکسته شد و هیچکدوم از مردای خانواده هرکدوم بخاطر دلایلی نتونستن برن :)
ناشناس :
https://eitaa.com/pis_pis/976
البته تو دهات ما عربا بهش میگن قیمه نجفی و علاچی رو به عنوان صفتش به کار میبرن
علاچی تقریبا یه چیزی تو مایه های غلیظ بودنه
___________
هرکسی یه اسمی میگه ، قیمه نجفی قیمه کربلایی قیمه عراقی قیمه عربی ، همشون یکیه و دقیقا چون غلیظه اسم اصلیش علاچیه .
امشب روضهخون مقتل میخوند و من برای اولین بار نمیدونستم برای چی گریه میکنم ، فقط گریه میکردم و شونه هام مثل بید میلرزید .
خیلی برام زور داره آدمایی که از تک تک کثافت کاریاشون خبر دارم طلبیده میشن اما من مثل هرسال فقط باید نگاه کنم و التماسِ یه دعا بشم .