زمانی از دست دادن برای من فاجعه بود، بعد ها آن قدر از دست داده بودم که به مرور یاد گرفتم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم...
|عباس معروفی|
همون جملهی تکراری:
هرچقدر بگی مهم نیست بالاخره یه جایی گیرت میاره و مهم بودنشُ میزنه تو سرت:|
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطرۀ آبم که در اندیشۀ دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد، چه جای نگرانیست
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروختهام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
|فاضل نظری|