کلبهٔ پیتار;
حالش که بد شده بود توهم زده بوده و هذیون میگفته: +این دوتا چرا بالای کمد نشستن؟ +آره یارو فرار کرد م
اینارو که میگفته مامانش اینجا بوده اونم از این چیزا میترسه😂
به مامانجونم گفته درو محکم نبند من میخوام برم باز نمیشه یهو😂
کلبهٔ پیتار;
یدونه جوش سر دماغم زده دقیقا بالای اون وسط دوتا ابروم خط تقارنه؟
داری میمیری متاسفم😔
#ستا