سفر مرا به زمین های
استوایی برد
و زیر سایهٔ
آن بانیان سبز تنومند،
چه خوب یادم هست
عبارتی که
به ییلاق ذهن وارد شد!
وسیع باش،و تنها،
و سر به زیر،و سخت...
|سهراب سپهری|
ما در عصر احتمال به سر می بریم
در عصر شک و شاید
در عصر پیش بینی وضع هوا
از هر طرف که باد بیاید
در عصر قاطعیت تردید
عصر جدید
عصری که هیچ اصلی
جز اصل احتمال، یقینی نیست
اما من
بی نام تو
حتی
یک لحظه احتمال ندارم
چشمان تو
عین الیقین من
قطعیت نگاه تو
دین من است
من از تو ناگزیرم
من
بی نام ناگزیر تو می میرم
|قیصر امینپور|