کلبهٔ پیتار;
اگه بالا باشن میاد یا مثلا کنار پنجره بیان یااا حتی بستگی به دیوار و صداشونم داره
خب خونهی ما نمیاد
کنار پنجره حوصلم سر بره خودم میرم گوش میدم میخندم ولی کوچمونم خلوته توی مناسبت ها شلوغ میشه
دیوارم که اصلا
کلبهٔ پیتار;
خب خونهی ما نمیاد کنار پنجره حوصلم سر بره خودم میرم گوش میدم میخندم ولی کوچمونم خلوته توی مناسبت ها
حالا خدا بزرگه شاید خواست به حرفم گوش کنه
من درحال تلاش برای پاک کردن سبزی با دستکش
(عنکبوت دیدم ولی مامانم نذاشت بلند بشم)
سبزی پاک کردن مثل بدبختی میمونه
فکر میکنی تموم شده و میای نفس بکشی یهو میبینی عهههه هنوز اون زیر میرا مونده
مامانم دو دقیقه رفت و اومد و اینطوری بود که:
راستشو بگو چقدرشو ریختی قاطی آشغالا؟