من درحال تلاش برای پاک کردن سبزی با دستکش
(عنکبوت دیدم ولی مامانم نذاشت بلند بشم)
سبزی پاک کردن مثل بدبختی میمونه
فکر میکنی تموم شده و میای نفس بکشی یهو میبینی عهههه هنوز اون زیر میرا مونده
مامانم دو دقیقه رفت و اومد و اینطوری بود که:
راستشو بگو چقدرشو ریختی قاطی آشغالا؟