447_Page.mp3
947K
🌺💐🌺
#فایل_صوتی_بسیار_زیبا
#صفحه_447_قرآن_کریم
#یا_حسین_جان✨
چشم دلم سمٺ حرم باز مےشود
با یڪ سلام صبح من آغاز مےشود🙂♥
پر مےڪشد دلـم بہ هواے طواف تو
وقتے ڪہ لحظہ، لحظہ ے پرواز مےشود🕊️
#السلام_حضرٺ_عشق♥
#صبحم_بنامشما🍃
🍃🌹
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
11cee3b6da-5c5f809d7a1ed8e0958b6cd8.mp3
1.95M
زیارت عاشورا 🌹🍃
هدیه به شهید عبد الحسین برونسی🌷
🍃🌹
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
°•|🌿🌹
#سلام_بر_شهدا
برخیـــــــز و
صبـحِ مردم یڪ شهر خستہ را
با چشمهاےِ روشن شعرت
بہ خیــــــــر ڪن ...
#شهید_سیدمرتضی_آوینی
#ســــــلامــ
#صبحتون_بخیـــــر
#دلاتـــــون_شھـــــدایـــــے
🍃🌹
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
#السلام_ایها_غریب
#سلام_امام_زمانم
امروز به عشاق حسین، زهرا دهد مزد عزا
یک عده را درمان دهد، یک عده بخشش در جزا
یک عده را مشهد برد، یک عده را دیدار حج
باشد که مزد ما شود، تعجیل در امر فرج
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🍃🌹
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
⚘﷽⚘
📌رضایتامامزمان(عج)
مصطفی هراسان از خواب بیدار شد،
ولی دیدم داره میخنده
علت رو که سوال کردم؟
گفت:خواب دیدم که بالای یک تپه ایستادم
امام زمان (عج) رو دیدم
آقا دست روی شانهام گذاشت و گفت: مصطفی ،از تو راضی هستم...
#شهیدمصطفےاحمدےروشن🌷
🍃🌹
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
🗓 امروز پنجشنبہ ↯
☀️ ۱۶ آبان ١٣٩۸
🌙 ۰۹ ربیع الاول ١۴۴١
🎄 ۰۷ نوامبر ۲۰۱۹
📿 ذڪر روز :
لا اله الا الله الملک الحق المبین
#حدیث_روز
🌹امیرالمؤمنین علیه السلام:
👰در مهريه هاى زنان، زياده روى نكنيد؛
چون مايه دشمنى مى شودً
📚دعائم الإسلام جلد2 صفحه221
🍃🌹
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
⚠️تلنگرانه
یک جوان از عالمی پرسید: من جوان هستم و نمیتوانم خود را از نگاه به نامحرم منع کنم، چاره ام چیست؟
عالم نیز کوزه ای پر از شیر به او داد و به او توصیه کرد کوزه را سالم به جایی ببرد و هیچ چیز از کوزه بیرون نریزد
و از شخصی درخواست کرد او را همراهی کند واگر شیر را ریخت جلوی همه مردم او را کتک بزند!
جوان کوزه را سالم به مقصد رساند و چیزی بیرون نریخت.
عالم از او پرسید: چند دختر سر راهت دیدی؟
جوان جواب داد:هیچ، فقط به فکر آن بودم که شیر را نریزم که مبادا در جلوی مردم کتک بخورم و خارو خفیف شوم.
عالم گفت: این حکایت مومنی است که همیشه خدا را ناظر بر کارهایش می بیند و از روز قیامت و حساب وکتابش که مبادا در منظر مردم خارو خفیف شود بیم دارد.
✅آیا انسان نمیداند که خدا او را می بیند(علق/14)
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo