eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.4هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥ساعت بوقت شهادت ..... 🌷خوبان همه رفتند.. افسوس که جامانده منم ... تمنای شاعرانه حاج قاسم برای شهادت: رقص اندر خون خود "مردان" کنند.... 🌷🌷🌷🌷🌷 https://eitaa.com/piyroo
🌖 ۱ تیر ۹۹‌چه زمانی شروع می‌شود؟ در تمام مناطق ایران، گرفت جزئی از ابتدا تا انتها قابل رویت است. حدودا از ساعت ۹ صبح گرفت آغاز شده، حدود ساعت ۱۰ بیشینه گرفت جزئی را شاهد هستیم و در حوالی ساعت ۱۱ و نیم، گرفت به پایان می‌رسد. در شمال غرب ایران گرفت حدود دو ساعت و در جنوب غرب ایران حدود ۳ ساعت طول خواهد کشید. 🕋 خواندن دو رکعت واجب است که در ساعت ۹ تا ۱۰‌ صبح به نیت ادا خوانده شود . و در ساعت ۱۰ تا ۱۱/۳۰ صبح بدون نیت ادا یا قضا. و بعد از اتمام خورشید گرفتگی قضای آن واجب است. البته بهتر است مومنین توجه کنند و در همان‌ ساعت شروع یعنی ۹ تا ۱۰ بخوانند و از ثواب آن بهره مند شوند ان شاءالله. التماس دعا
🌸 سال1338 در تهران متولد شد. نبوغ و استعداد مهدي باعث شد كه او در اوان كودكي قرآن را بدون معلم و استاد ياد بگيرد (آنچه در ادامه می‌خوانید بخشی از مصاحبه با همسر شهید مهدی زین‌الدین، خانم منیره ارمغان، است:)👇👇👇 🌸من آخرين بچه از شش بچه‏ي يک خانواده معمولي بودم. مادرم هواي بچه‌هايش، مخصوصاً ما دخترها، را زياد داشت. سعي کرد که ما تا ديپلم گرفتن راحت باشيم و به چيزي جز درسمان فکر نکنيم، آن هم در قم آن زمان که تعداد کمي از دخترها ديپلم مي‌گرفتند. 🌸خرداد سال شصت و يک خانواده زين‌الدين، مادر و يکي از اقوامشان، به خانه ما آمدند. از يکي از معلم‌هاي سابقم خواسته بودند که دختر خوب به ایشان معرفي کند. او هم مرا گفته بود. 🌸آمدند شرايط پسرشان را گفتند که پاسدار است. بعد هم گفتند به نظرشان يک زن چه چيزهايي بايد بلد باشد و چه کارهايي بايد بکند. با من و خانواده‌ام صحبت کردند و بعد به آقا مهدي گفته بودند که يک دختر مناسب برايت پيدا کرده‌ايم. 🌸 قرار شد آن‌ها جواب بگيرند و اگر جواب ما  "بله" است جلسه بعد خود آقا مهدي بيايد.😍 🌸در اين مدت پدرم رفت سپاه قم پيش حاج‌آقا ايراني. گفته بود چنین شخصی آمده خواستگاري دخترم. مي‌خواهم بدانم شما شناختي از ايشان داريد⁉️  🌸او هم گفته بود که مگر در مورد بچه‌هاي سپاه هم کسي بايد تحقيق بکند؟ پدرم پيغام داد خود آقا مهدي بيايد و ما دو تايي با هم حرف بزنيم .ديگر همه خانواده‌مان سر اصل قضيه ازدواج ما موافق بودند. 🌸 مردها معمولاً در اين کارها آسان‌گيرتر هستند. ايرادهاي مادرم را هم خوشرويي و تواضع آقا مهدي جبران مي‌کرد . 🌸مادرم مي‌گفت: «چه طور مي‌شود دو هفته منير را بگذاريد و برويد جبهه⁉️» او مي‌گفت: «حاج خانم ما ، صلوات بفرستيد😍.» و همه چيز حل مي‌شد. مادرم مي‌خنديد و صلوات مي‌فرستاد. 🌸داماد به دلش نشسته بود. مراسمي در کار نبود . لباس عقدم را هم خواهرم آورد .بعد از عقد رفتيم حرم. زيارت کرديم و رفتيم گلزار شهدا ، سر مزار دوستان شهيدش. آن شب يک مهماني کوچک خانوادگي براي آشنايي دو فاميل بود. براي من آن روزها بهترين روزهاي زندگيم بود . فرداي همان روز که عقد کردیم او رفت جبهه. https://eitaa.com/piyroo
. . ✂️ عاقبت نوبت ما رسید. به دستور حاجی امینی، دوان دوان و سراسیمه به طرف خاکریز مقابل حرکت کردیم. درطول مسیر، با شنیدن صدای ته قبضه شلیک خمپاره، خود را به سینه کش خاکریزی می چسباندیم که درجهت موازی آن می دویدیم. پس از هر انفجار، دوباره بلند می شدیم. سرانجام با هر زحمتی بود، جاده را طی کردیم و به خاکریز دوجداره رسیدیم. فاصله میان دوخاکریز، از جنازه هایی پربود که وضع ناخوشایندی داشتند. حالت افتادن آنها حکایت از جنگ تن به تن در شب های قبل داشت. باعجله در... . 🔹 🔹۲۷بعثت. . جلد سوم: ۷۲۰صفحه |۷۵۰۰۰تومان (قیمت هرجلد۷۵۰۰۰تومان) 🌷🌷🌷🌷🌷 https://eitaa.com/piyroo
در سوریه جواد فرمانده یک تیپ بود، 48 ساعت داعشی‌ها در محاصره بودند، دید یک تانڪر آب داره براے داعشے ها میرود، جواد دستور داد ڪسے تیراندازے نڪنه، گفت: اجازه بدهید ٫، آب به داعشی‌ها برسه، گفتم: آقا جواد اگر آب برسه ڪار ما مشڪل میشه، گفت: توڪل بخدا، ما با آنها مثل انسان و طبق دستور اسلام برخورد می‌ڪنیم، در درگیرے فردا توانستیم منطقه را فتح ڪنیم. جواد قبلا یڪبار زخمے شده بودند و بطور وحشتناک ماشینش داغون شد، به برادرش محمدرضا بعدا گفته بود آخرین لحظه ڪه ماشین منفحر شد چشم‌هاے زهرا را یادم آمد به همین خاطر و همین تعلق خاطر برگشتم، به خان طومان حمله شد جواد سریع خودش را رساند گرسنه و تشنه، دوباره برگشت، حتے آب و غذا نخورد، یک تیر به شش و یک تیر به پایش می‌خورد، تشنه و گرسنه مانند مولایش شده بود، آخرین ذڪرش سه تا یا حسین بود، حتے از پیڪرش هم می‌ترسند تڪفریها آنقدر تیر بهش میزنند ڪه سر از بدنش جدا مے شود، بدنش را جابه جا می‌ڪنند و چند سال مفقود می‌شود. 🌷شهید جواد الله‌ڪرم🌷 https://eitaa.com/piyroo
🔴 اگر شما کم رنگ شد سر مزار من نیایید ‼️ 👈شهید مدافع حرم «مجتبی بابایی‌زاده»: چه زیباست سیاهی چادر شما، نمی‌دانم این چه حسی بود که چادر شما به من می‌داد اما می‌دانم که با دیدن آن امید، قوت قلب و آبرو می‌گرفتم. 🌹 باور کنید چادر شما نعمت است، قدر این نعمت را بدانید که به برکت مجاهدت حضرت زهرا (س) بدست آمده است.✨ امیدوارم که هرگز رنگ سیاه چادر شما کم رنگ و پریده نشود☝️ و خدا نکند که روزی حجاب شما کم رنگ و کم اهمیت شود که اگر خدای ناخواسته این چنین شود اصلا دوست نمی‌دارم به ملاقات من سر مزار بیایید.❗️ [ اݪلّہُمَـ عَجِّݪ ݪِوَݪیڪ اݪّفرج] https://eitaa.com/piyroo
در اکثر رست ها و حیطه هاتخصص داشتم😎تک تیرانداز بودم و علاوه بر فعالیت تو گردان های امام حسین و امام علی ع مربی نظامی هم تو سلاح های سنگین و سبک و تاکتیک و جنگ شهری و تخریب و..بودم اهل ورزش هم بودم مربی شنا و غواصی دفاع شخصی ،صخره نوردی و...فوتسال و راگبی و... معتقد بودم باید اونقدر توانمند باشم که در هر زمینه ای که نظام و اسلام نیاز داره بتونم موثر واقع بشم بله رفقابسیجی باید همه فن حریف باشه و خستگی ناپذیر ✌️ با شرایطی که برای سوریه پیش اومده بود اروم قرار نداشتم یک سال برای اعزام تلاش کردم و سرانجام موفق شدم💪 ۹اسفند ۱۳۹۴بود که راهی نبرد با کفار شدم سوریه با اسم کمیل منو میشناختن و جز نیروهای اطلاعات شناسایی بودم مثل پدر عزیزم که در دوران دفاع مقدس این وظیفه رو داشتن 🌹شهید صادق عدالت اکبری 🌷🌷🌷🌷🌷 https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا