11.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید | حاج قاسم سلیمانی: امکان دارد که با #دیپلماسی بتوان فلسطین را به فلسطینیان برگرداند؟
⚠️ یاسر عرفات با خدعه مذاکرهای که او را فریب دادند، اسلحه را زمین گذاشت. خب چه شد نتیجه؟
📜 پرونده #شهید_القدس
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهیدان
#پایان_مأموریت_هیئتی_شهادت_است
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
48.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗓سی روز با قرآن کریم
روز بیست و چهارم ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰
🎤 استاد محمود شحات انور
📖 سوره های احزاب و مطففین و شمس
#سلام_ودرود_برشهیدان
#پایان_مأموریت_هیئتی_شهادت_است
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استوری
تا فتح قدس مانده
یک یا حسین دیگر
🎤 حاج مهدی_رسولی
#القدس_لنا✊
#القدس_اقرب🇵🇸🇮🇷
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهیدان
#پایان_مأموریت_هیئتی_شهادت_است
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✊ ببینید | اسراییل نه یک کشور که یک پادگان تروریستی علیه ملت فلسطین و دیگر ملت های مسلمان است
#القدس_أقرب
#تغییر_موازنه_فلسطین
| ۱۴۰۰/۲/۱۷
#سلام_ودرود_برشهیدان
#پایان_مأموریت_هیئتی_شهادت_است
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇
💠و درود خدا بر او فرمود:
از دست دادن حاجت
بهتر از درخواست كردن آن
از نااهل است.
📒 #نهج_البلاغه #حکمت66
🎇🌹🕊
🎇🌿🌹
🎇🎇🎇🎇
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇
💠و درود خدا بر او فرمود:
از بخشش اندك خجالت نکش،
كه
محروم ماندن از آن كمتر است.
📒 #نهج_البلاغه #حکمت67
🎇🌹🕊
🎇🌿🌹
🎇🎇🎇🎇
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇
💠و درود خدا بر او فرمود:
عفت ورزيدن ، زينت فقر است
و
شكرگزاری زينت بی نيازی .
📒 #نهج_البلاغه #حکمت68
🎇🌹🕊
🎇🌿🌹
🎇🎇🎇🎇
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇
💠و درود خدا بر او فرمود:
اگر به آنچه كه می خواستی ، نرسیدی،
از آنچه هستی ، نگران مباش.
📒 #نهج_البلاغه #حکمت69
🎇🌹🕊
🎇🌿🌹
🎇🎇🎇🎇
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇
💠و درود خدا بر او فرمود:
نادان را ،
يا تندرو يا كندرو مي بيني.
📒 #نهج_البلاغه #حکمت70
🎇🌹🕊
🎇🌿🌹
🎇🎇🎇🎇
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇
💠و درود خدا بر او فرمود:
چون عقل كامل گردد، سخن کم می شود.
📒 #نهج_البلاغه #حکمت71
🎇🌹🕊
🎇🌿🌹
🎇🎇🎇🎇
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻
🌼🌻
🌻
#رمان_مذهبی🌟
#نسیمعشق
#پارت_67
توی کله ام بین دوتا نیروی خیر وشر جنگی شده بود اساسی منم اون دوتارو به حال خودشون گذاشته
بودم وداشتم فایلا و فولدرای ارشیا رو زیر و رو میکردم.
سراغ اولین چیزی که رفتم عکسای شخصیش بود.
دلم می خواست بیشتر سر از کارش دربیارم. چون چیز زیادی ازش نمی دونستم.عکسا همش جمعای دوستانه بود که توی
خیلی هاش ماکانم بود.
تو بعضی هاشونم دخترم دیده میشد. ولی کاملا مشخص بود ارشیا دور ترین فاصله تا اونا رو انتخاب کرده.
از یه طرف خوشحال بودم که کسی تو فکرش نیست از یه طرفی هم ناراحت که معلوم نیست با این
اخلاقش منو تو ذهنش راه بده یا نه.
رفتم سراغ پوشه های طراحیش. طرحای مختلفی که زده بود و تماشا کردم از کارت ویزیت بود تا بیل بورد.
فکر نمی کردم در عرض یک سال یک سال و نیم کارشون اینقدر گرفته باشه که تا این حد مشتری داشته باشن.طرف موذی مغزم داشت پیروز می شد.
انگار دستم تحت اختیار خودم نبود.
روی پوشه
راست کلیک کردم. شیفت و با دست چپم گرفتم و موس وآوردم رو دلیت.طرف خوب داشت می گفت:حتما بک
آپ داره.شایدم نداشته باشه. خوب در هر صورت حرص می خوره.این بار یاد حرف آنی افتادم که گفته بود باید
ببینی از چی خوشش میاد همون کارو بکنی.
خوب اگه من همه زحمتشو به باد بدم که ازم متنفر میشه.لبم و گاز گرفتم و شیفت و ول کردم.
فولدرم بستم و به بک گراندش زل زدم عکس یه ساختمون بود شکل کره.
🌻
🌼🌻
🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻