eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.4هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
11.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗓سی روز با قرآن کریم روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰ تلاوتی زیبا از استاد محمود شحات انور در منزل شهید حاج محسن حاجی حسنی کارگر https://eitaa.com/piyroo
‌ ✅یکی از انگیزه‌های شهدا، زنده‌ نگه داشتن حجاب بود ‌ رهبر انقلاب اسلامی: "شهیدان برای چه رفتند به میدان جنگ که به شهادت‌شان منتهی شد؟ این مهم است. در بسیاری از این وصیتنامه‌های شهدا اسم مبارک امام هست، مسئله‌ی حجاب هست، مسئله‌ی انقلاب هست؛ اینها انگیزه‌ [شهدا] است." ‌‌ ۹۹/۱۲/۲۵ 🌷🌷🌷🌷🌷 https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🗓سی روز با قرآن کریم روز سی ام ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰ ✨ زیبای آیه ۴ سوره مبارکه یوسف ✨ استاد کریم منصوری در مقام حجاز ♦️ تیتراژ سریال یوسف پیامبر علیه السلام https://eitaa.com/piyroo
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇 💠و درود خدا بر او فرمود: باقيماندگان شمشير و جنگ، شماره شان بادوامتر، و فرزندانشان بيشتر است. 📒 🎇🌹🕊 🎇🌿🌹 🎇🎇🎇🎇 🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇 💠و درود خدا بر او فرمود: كسی كه از گفتن نمی دانم روی گردان است، به هلاكت و نابودی می رسد. 📒 🎇🌹🕊 🎇🌿🌹 🎇🎇🎇🎇 🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇 💠و درود خدا بر او فرمود: انديشه پير در نزد من از تلاش جوان خوشايندتر است (و نقل شده كه تجربه پيران از آمادگی رزمی جوانان برتر است.) 📒 🎇🌹🕊 🎇🌿🌹 🎇🎇🎇🎇
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻 🌼🌻 🌻 🌟 پوزخندی زدم و گفتم: _نه نمی تونی بگی. سینا خندیدو گفت: _راستی چند سالته.پونزده و نیم.واقعا؟ با حرص نگاش کردم _چیه؟ کمتر نشون میدم؟ هول شد.نه نه اصلا منظورم این نبود. _جا خودت چند سالته؟ _من یه خورده مونده بیست سالم بشه.ابروهامو بردم بالا و گفتم: _واقعا؟بلند زد زیر خنده. _بابا دس خوش یعنی نخورده تلافی میکنیا. شونه هامو انداختم بالا و گفتم: _دیگه. عوضش بعدا دیگه حرص نمیخورم کاش این و گفته بودم اونو گفته بودم.دستی به چانونه اش کشید و گفت:هوم...فکر خوبیه. ولی خوب یه بدی داره ممکنه بعدا حرص بخوری چرا اینو گفتم اونو گفتم.برا من این مورد خیلی کم پیش میاد.با بدجنسی گفت:پس پیش اومده.یاد حرفی که به مامان زده بودم و ارشیا شنیده بود افتادم. لبم گاز گرفتم. انگار که فهمید.اوه اوه پس حرفشم خیلی ناجور بوده که اینجوری رفتی تو فکر.سعی کردم موضوع و عوض کنم.دانشگاه می ری؟ 🌻 🌼🌻 🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻 🌼🌻 🌻 🌟 خندید. -باشه می زنیم اون کانال. اره. _چی می خونی؟ _معماری.پس از اون بچه درس خوناش بودی؟ _ای. _ولی بت نمی خوره. یه کم جا خورد و با تعجب پرسید: _چرا؟ بی خیال گفتم: _از حرکاتت معلومه بچه شری بودی. این دوتا با هم جور در نمیاد. _از کدوم حرکاتم یعنی؟ این بار من خنده بدجنسی کردم و گفتم: _از اینکه ارشیا از جلوی آتنا بلندت کرد. _اصلا ربطی نداره. _بی ربطم نمی تونه باشه. _نخیر منظورم اینه که شیطنت سر جاش درسم سر جاش. _ولی من نمی تونم. _یعنی چی؟ _یعنی وقتی می خوام شیطنت کنم دیگه مغزم برا درس بکار نمی افته. یه جور خاصی نگام کرد و گفت: _اونوقت پسرام جز شیطنت هات هستن؟ من که منظورشو نفهمیده بودم گفتم: _آره چه جورم. اول از همه کسرا. یه پسر باحالیه که نگو. قیافه اش مشتاق شده بود. _یعنی منم می تونم قاطی شیطنتت بشم.در مقابل اون کسرا شانسی دارم؟ و چشمک خندانی تحویلم داد.اوه اوه بازم گند زدم تازه منظورشو فهمیدم. حاعا مونده بودم چه جوری این بحث مزخرف وجمش کنم و طرفو از سو تفاهم در بیارم 🌻 🌼🌻 🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻 🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻