.
🔸یاعلی گفت
از جایش بلند شد
چند بار به طول ، اتاق را گام برداشت
سر به زیر گاهی و سر به #آسمان اکثر...
گفتم چه شده ؟ #پریشانید!
.
نگاهی کرد و اما #چشم_هایش...
همچون دریایی در هنگام غروب آفتاب می ماند
دلگیر و پر خون ...
و با صدایی به مثال بلبلی که افتاده از نفس
گرفته و بغض آلود گفت :
دارم طلب آمرزش می کنم...
.
.
🔹فهمیدم ...
بعد از چندین قرن اوست که همچنان بار گناهان
یاوران! خویش را به دوش می کشد ....
.
.
#قول_هایمان_یادمان_نرود .
حضرت مهدی (عج)
دوست دارد که ما خوب شویم !
پس کِی قرار است خوب شویم دیگر؟! https://eitaa.com/piyroo
🔹#زندگی_نامه
#چشم_هایش
💛معلم جدید بی حجاب بود .
مصطفی تا دید سرش را انداخت پایین.
برجا !
بچه ها نشستند. هنوز سرش را بالا نیاورده بود،دست به سینه محکم چسبیده بود به نیمکت .
خانم معلم آمد سراغش .دستش را انداخت زیر چانه اش که « سرت را بالا بگیر ببینم» چشم هایش را بست . سرش را بالا آورد.
از کلاس زد بیرون . تا وسط های حیاط هنوز چشم هایش را باز نکرده بود.
دیگه نمی خوام برم هنرستان.
آخه برای چی ؟
معلم ها بی حجابن . انگار هیچی براشون مهم نیست. میخوام برم قم؛ حوزه.💛
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo