eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.4هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
یادش بخیر بخیر در گرمای تیر ماه سال ۱۳۶۳ توی پادگان مصطفی خمینی اندیمشک بودیم. حوصله ام سر رفته بود و باید کاری می کردیم تا کمی تنوع ایجاد کنیم. به برادر حسن گرجی گفتم بیا یه کاری کنیم. حسن گفت: مثلا چکار کنیم؟ گفتم: بیا یه کم سهیل ملک زاده را اذیت کنیم. حسن گفت: چه جور؟ گفتم: پاشو اون دله ۱۷ کیلویی را پر از آب کن. منهم سهیل ملک زاده را می برم پیش لوله آب به هوای اینکه می خواهم از او عکس بگیرم ، تو دله ۱۷ کیلویی آب را خالی کن روی سهیل و فرار کن. سهیل بنده خدا کلمن آب را برداشت برد زیر شیر تا پر کند که حسن کار خودش را کرد و پا به فرار گذاشت. سهیل که دید چه کلاهی سرش رفته دله ۱۷ کیلویی را برداشت و با عصبانیت به سمت حسن پرتاب کرد. سال هاست که به این عکس نگاه می کنم از دوری و فراق تلخندی می زنم و.... 🕊🕊🕊🕊 #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo
🔰گذشـــتن از عزیزتــرین هـا 🔸من در مدتے نزدیڪ بہ یڪســـال هـم با #حامد در ستاد کنگرہ شهدا همکار بودم و هـم با یڪدیگر هـمسایــہ دیوار بہ دیواربودیم ، دغدغہ اش در رابطہ با جمع آورے اطلاعات و #خاطرات_شهدا بہ شڪلے بود ڪہ داوطلبانہ تا ساعاتے از شب بہ دنبال ضبط و #ثبت_خاطرات هـمرزمـــان شهـدا بود. 🔹صبح هـا ڪہ با یڪدیگر بہ محل کار میرفتیم یڪسرہ #خندہ و شوخے بود و من ڪہ در حرف ڪم مے آوردم شروع میڪردم بہ مشت زدنش حامد میخندید و در عوض موقع پیادہ شدن براے اینڪہ من را اذیت ڪند درب ماشین را تا آخر #باز میگذاشت و میرفت 🔸خانہ هـم ڪہ میرسیدیم صداے شلوغ ڪارے و توپ بازے و ... کاملاً شنیدہ میشد، وقتے بہ #حامد مے گفتم بازے رو بزار دیرتر، میگفت: «اول ڪہ رسیدم خونہ باید با #ریحـــانہ بازے ڪنم» 🔹خیلے بہ #ریحانہ وابستہ بود ... براے نزدیڪانے ڪہ وابستگے حامد بہ دخترانش را دیدہ بودند، اینڪہ حامد چگونہ از دخترانش دل ڪند و براے جهــــاد راهـے #سوریه شد ســـوالے است که جوابے ندارد. #شهید_حامد_کوچک_زاده #شهید_مدافع_حرم 🌷 🕊🕊🕊🕊 #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo
✨چه تصـویر زیبایے از تو در ذهن ها شکل مے گیرد فرمانده لشکر امام حسین(ع) باشے آن هم بـدون دست...✨ 🌷 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
این جمله را به یـاد داشته باشید ، اگر در راه‌ خدا رنج را تحمل نکنید ؛ مجبور خواهید شد در راه شیطان رنج را تحمل کنید..... 🌹 اللهم عجل لولیک الفرج...🌹 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 https://eitaa.com/piyroo 🕊
در قم طلبه بود ، با شهید میثمی هم حجره بودند. مصطفی یک عاشق واقعی بود ، سه شنبه ها با دوستانش با پای پیاده عازم جمکران بود. وقتی مریض شد ، برادرش به دیدنش آمد ، وسایلش را جمع کرد تا به اصفهان برگردند ، یک کیسه لباسهای کارگری داشت. از دوستانش پرسید ، این ها چیست؟! گفتند ، مصطفی روزهای آخر هفته در کارخانه گچ کار میکند و مزد آن را به آیت الله قدوسی میدهد تا به شهریه طلبه های متاهل اضافه کند... 📕 مصطفی 🌹 اللهم عجل لولیک الفرج...🌹 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 ✅ https://eitaa.com/piyroo 🕊
📜🍃پیامبر اکرم(ص): شوخی بیش از اندازه و بسیار، آبرو را می‌برد و خنده‌ی زیاد ایمان را محو می‌کند. 📚✨همان، ج۶۹، ص۲۵۹ کمی_با_اهل‌بیت🌈✨ 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
🍂 🔻 #خاکریز_اسارت 💢 قسمت دویست و چهارم: "وادادگان وادی عشق " سال 67 که قطعنامه
🍂 🔻 💢 قسمت دویست و پنجم: جریان خزنده فتنه و نفاق(۱) می‌دیدیم در اوقات هواخوری هر روز امیر و پرویز قدم می‌زنن و با هم برای جذب بیشتر نیرو هم‌فکری و مشورت می‌کردن. این دو نفر نقش مخربی در فریب تعدادی ازبچه‌های خسته و بی پناهی داشتن که نه تنها دلبستگی به منافقین نداشتن، بلکه حتی نفرت هم داشتن، ولی با وعده و وعیدهای توخالی و دلایلی که بعداً عرض خواهم کرد پناهنده شدن و داغشون بر دلِ خونواده‌های چشم انتظارشون تا ابد موند. گر چه پرویز بعد از چن سال پشیمون شد و برگشت و مشمول رأفت و رحمت نظام اسلامی قرار گرفت، اما جرم و گناه اونا در تشویق و فریب تعدادی از بچه های بند یک، گناهی نابخشودنیه که شاید جبرانش ممکن نباشه. ورقهای تاریخ به طرز عجیبی تکرار می‌شه و برگه هاش خیلی شبیه به هم ورق می‌خورن. جریان نفاق در اسارت برای نشون دادن اتحاد و همبستگی و اعلام موجودیت به دستاشون کِش می‌بستن. امروز همون جریان با رنگ و لعابی دیگه، روبان سبز و بنفش رو نماد هویت و موجودیت‌شون قرار دادن. روبان سبز و بنفشی که با طراحی و خط دهی دشمنان نظام اسلامی در این سال‌ها بعضی از افراد نادان و فریب خورده به دست بستن؛ یا شال و روسری‌های که بسر می‌کنن، منو یاد کِش بستن هواداران منافقین تو اسارت می‌ندازه. واقعا افکار شیطانی چقد شبیه همند! و ترفندهایی که برای گمراه کردن مردم از راه حق و حقیقت بکار بسته می‌شن چقد مسخره و مضحکه! هر دو از هویت واقعی و افتخارات دینی و ملی‌شون تهی و استحاله شدن. وقتی مغز از فکر و اندیشه خالی بشه، پیوند انسانا با هم میشه یه تکه کِش در اسارت و یا یه روبان رنگی! عمل و رفتارشون هم کپی یکدیگه‌س. تو اسارت آدم فروشی می‌کردن و هموطناشون رو می بردن زیر شکنجه! ادامه دارد ⏪ 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
🍂 💢 قسمت دویست و ششم: جریان خرنده فتنه و نفاق(۲) امروز همان جریان خزنده فتنه و نفاق بگونه ای دیگه در کشور دست به اعمال خیانت آلود میزنه. اطلاعات سری کشور رو به بیگانه میدن و فقر، گرانی و تبعیض رو بر ملت تحمیل کردن. هر دو جریان بجای نگاه به داخل و با اتحاد و همدلی و بهره‌گیری از توان و استعداد داخلی، چشمشون رو خیره کردن به دشمن که شاید اونا دست‌شون رو بگیرن! نه اونایی که فریب وعده منافقین خوردن به رفاه و آسایشی رسیدن و نه اینا که دل در گرو غرب دارن و کعبه آمالشون شده آمریکا و اروپا، در نهایت چیزی گیرشون خواهد آمد!! چقد دلم می‌سوخت واسه بچه هایی که طینت پاکی داشتن، ولی از سرِ استیصال و درماندگی دلشون رو به منافقین خوش کرده بودن و به هوای آزادی و رفتن به اروپا و برگشتن به ایران در دام اشقیا گرفتار شدن و جز تعداد انگشت شماری که سالا بعد با خفت و خواری برگشتن، بقیه موندن و نابود شدن و به فراموشی سپرده شدن و خانواده‌های بیچاره و چشم انتظارشون تا ابد داغدار و شرمسار ملت شدن. بچه‌ها دلسوزانه وارد عمل شدن و تونستن تعدادی از اینا رو متقاعد کنن و نذارن به منافقین پناهنده بشن، ولی تعدادی تو گوشاشون پنبه گذاشته بودن و نصیحت بچه‌ها تو گوششون نرفت. رفتند به راهی که بازگشتی نداشت. در مقابل این ترفند امیر، ما هم به بچه ها توصیه کردیم که کش ببندن و تعدادی زیادی کش بستن به دستاشون و حتی بعضی برای خوشمزگی کردن کش رو به پاشون انداختن. اونا وقتی دیدن این قضیه لوث و بی خاصیت شد، کِشا رو بازکردن و دور انداختن. ادامه دارد ⏪ خاطرات رضا پورعطا 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo